عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٩٣ - ٢ نمايش و دفاع مقدّس
در صحنۀ بعدى، ابوقدامه در مدينه است و از قضا اين سودابه است كه بايد پيراهن را به يادگار تحويل بگيرد. . . . [١]
آقاى نادرى مىگويد كه اين نمايشنامه در كرمان، گرگان، مشهد و چهارمحال و بختيارى اجراى شد. او در جواب اين كه بعد از اجراى نمايش شاهد چه تأثيرى بوده است، مىگويد:
اين بحرانى بود كه بعد از اجراى كار به وجود مىآمد. ما اين كارها را در ايام شهادت و مناسبتهاى دينى اجرا مىكرديم و مردم شيون مىكردند و گريه و اضطراب و نالههاى دهشتناكى از ميان تماشاگران برمىخاست، . . . بعد از يكى از اجراها اعلام كرديم هركس بخواهد مىتواند به جبهه كمك كند. . . خدا مىداند آن شب چه غوغايى راه افتاد؛ از طلاى زنها گرفته تا كتهاى مردها اهدا شد. مردى مىآمد مىگفت من غير از اين كت فعلاً چيزى همراهم نيست، امّا مىترسم تا به خانه بروم، اين حال از من گرفته شود؛ فعلاً اين كت را از من بپذيريد تا بعد. . . . [٢]
بديهى است در يك كار نمايشى مىتوان با برجسته كردن بحرانها و موقعيتهاى نمايشى با استفاده از تصوير و جملاتِ گويا، در دل و فكر مخاطب بيشتر نفوذ كرد. در اين ميان، وقتى نمايش از ماجراهايى صحبت مىكند كه با ايمان و عقيده و آرمانهاى مخاطب سروكار دارد، تأثير و هيجان آن دوچندان مىشود.
بايد توجه داشت كه اين كارهاى نمايشى با حداقل امكانات به اجرا درمىآمدند؛ گاه در يك مسجد يا يك سالن سخنرانى و گاه در يك سوله و يا يك چادر. آقاى نادرى مىگويد:
[١] . مصاحبه با نگارنده.
[٢] . همان.