عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٩٤ - ٢ نمايش و دفاع مقدّس
بيشتر اجراهاى ما در قرارگاهها بود. ما با استفاده از جعبههاى خالى مهمّات سن (صحنه) درست مىكرديم و با استفاده از چادرهاى برزنتى سالن مىساختيم. تئاترهاى كوچكى را به مدّت پنج يا شش دقيقه طراحى و آماده مىكرديم تا اگر در موقعيتى اضطرارى قرار گرفتيم، بتوانيم پيام خود را در يك زمان فشرده به رزمندگان ابلاغ كنيم.
از او مىپرسم برخورد رزمندگان با شما به عنوان هنرمند معمّم چگونه بود؟ پاسخ او قابل تأمل است:
من نماز جماعت را برپا مىكردم و بعد از نماز براى رزمندگان نمايش اجرا مىكردم. يك جوّ بسيار صميمى ايجاد مىشد. گاه در مسجد يك دقيقه سخنرانى مىكردم و مىگفتم سخنرانى من يك ساعت و يك دقيقه است و فردا يك ساعت آن را بر روى سن، در يك نمايش به شما خواهم گفت.
و راستى چه چيزى بهتر از نمايش مىتوانست پيام يك انديشمند روحانى را در دل رزمندگان بنشاند؟ نادرى سخنان خود را اين گونه به پايان مىبرد:
ما در خليج فارس، داخل يك كشتى، نمايش حضرت نوح را بازى كرديم و خيلى تناسب داشت؛ هم با فضاى كشتى و هم با فضاى جبهه. بحث خلف و ناخلف را در اطاعت از رهبرى كه در زندگى حضرت نوح اتفاق افتاده بود، مطرح كرديم. . . همچنين نمايشى به نام «ديدار آخر» را در فاو اجرا كرديم. اكنون نمىدانم آن موقع چرا اين اسم را انتخاب كرده بوديم، ولى جالب بود؛ فاو و «ديدار آخر» . [١]
آقاى حسين پارسايى، كارشناس تئاتر، با اشاره به تجربيات نمايشى خود، از اوّلين كارش به نام «ثبت نام» سخن مىگويد. «ثبت نام» نمايشى است كه در آن، انگيزههاى حضور اقشار مختلف در جبهه مورد بررسى قرار مىگيرد. در
[١] . مصاحبه با نگارنده.