عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١١٢ - ١-٣ سينماى داستانى
بيان و توان بىنقص رسيد و سرانجام با «از كرخه تا راين» توانست بيشترين فروش و اقبال تماشاگران را از آن خود كند، امّا وقتى «مهاجر» را مىساخت، يكسال از جنگ گذشته بود و. . . .
يكى ديگر از فيلمهايى كه در اين سالها ساخته شد، «باشو غريبۀ كوچك» بود. بهرام بيضايى اين فيلم را در سال ٦٥ ساخته است. وى از كارگردانهاى قبل از انقلاب است كه با دستمايۀ غنىاى از تكنيك و معرفت و دانش سينمايى به سراغ جنگ آمده بود، امّا متأسفانه با مشكلات پشت جبهه و داخلى ناشى از جنگ بيشتر آشنا بود تا با ايمان، عقيده، عشق، شور شهادت و ايثارگرىهاى صميمانۀ بسيجىها. از اينرو، فيلمى كه ساخت نه تنها در خدمت جنگ نبود، بلكه با بزرگنمايى مصيبتهاى جنگ، آرزوى پايان آن را داشت. به همين دليل نيز فيلم توقيف شد و پس از پايان جنگ اجازۀ نمايش عمومى گرفت.
همچنين بايد از فيلمهايى مثل «كانىمانگا» ، «گذرگاه» ، «عقابها» و «پرستار شب» ياد كنيم. از «پرستار شب» شروع مىكنيم. كيهان رهگذر فيلمنامۀ آن را نوشته است، محمدرضا شريفى آن را فيلمبردارى كرده است، فرهاد فخرالدينى موزيك متن آن را ساخته است و محمدعلى نجفى كارگردانى فيلم را انجام داده است. ناگفته پيداست كه دستاندركاران فيلم از چهرههاى سرشناس سينما مىباشند، امّا داستان فيلم و ماجراهاى آن بهخوبى گواه است كه آنها نيز توفيق چندانى در خدمت به دفاع مقدّس نمىيابند. مارى، زن جوان مسيحى، مراقبت از رزمندهاى زخمى را به عهده مىگيرد؛ و احساس مىكند كه چهرۀ مجروح برايش آشنا است. در مدتى كه مارى وظيفۀ پرستارى را به عهده دارد، نامههاى همراه رزمنده را مىخواند و اينگونه با فلاشبكهايى، صحنههايى از جنگ مطرح مىشود. كارگردان سعى كرده است بين جنگ و اقليّت مذهبى