عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١١١ - ١-٣ سينماى داستانى
سينمايى خود، «هويت» را در سال ٦٥ براى تلويزيون مىسازد. او داستان مردى را به تصوير مىكشد كه با موتورسيكلت عازم شمال مىشود و بر اثر سهلانگارى با پسربچّهاى برخورد مىكند. وى به دنبال عذاب وجدان، از دوستانش جدا مىشود، تصادف مىكند و در ميان مجروحان جنگى بسترى مىشود. به اين ترتيب، هويت به طور مستقيم به مسألۀ جنگ نمىپردازد. خود وى علت مسأله را توضيح مىدهد:
براى همين فيلم هويت اين دغدغه بود كه اصلاً يك فيلم بلند را مىتوانم دربياورم يا نه. . . و براى اين كه خداى نكرده شكستى نسبت به مسأله نباشد، سعى كردم فيلم در ارتباط با متن خود جنگ نباشد، بلكه بازتاب و گوشهاى از قضيه باشد، يعنى مىترسيدم سمت عناصرى مثل شهادت و ايثارگرىها به معناى واقعىاش-نه به صورت صرفاً تبليغاتىاش-بروم. مىترسيدم دست به اين عناصر بزنم و نتوانم از عهدهاش بربيايم؛ در واقع به اصطلاح، بيشتر حاصل يك احتياط بود كه من هويت را شروع كردم. [١]
به اين ترتيب، حاتمىكيا تلاش خود را با «هويت» آغاز مىكند و پس از دو سال، درست سال آخر جنگ، «ديدهبان» را مىسازد. شايد وقتى «ديدهبان» به نمايش عمومى رسيد، جنگ تمام شده بود، امّا حاتمىكيا با «ديدهبان» نشان داد كه شناخت درستى از جبهه و جنگ دارد و صميمانه و باورمند در جهت به تصوير كشيدن ارزشهاى رايج در بين رزمندگان اسلام تلاش مىكند. «ديدهبان» به عنوان يك فيلم برتر جنگى و فيلمى كه با همۀ قدرتها و ضعفهايش دچار شرقزدگى و غربزدگى در ساخت نشده بود، مورد توجه منتقدان قرار گرفت، امّا اقبال عموم تماشاگران را برنينگيخت. وى با «مهاجر» به يك
[١] . سروش، ش ٤٧٨،٣١ تير ٦٨، ص ٣٤.