عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١١٠ - ١-٣ سينماى داستانى
ملاقلىپور كه آدم ناشناسى بود و هيچيك از ما او را نمىشناختيم، فيلم «پرواز در شب» را ساخت. ما احساس كرديم اين فيلم قدرت تأثيرگذارى زيادى دارد و به ايدهآل ما نزديكتر است، زيرا اين فيلم چيزى داشت كه در بيننده تأثيرى مطلوب مىگذاشت و اين حس را برمىانگيخت كه به حقيقتى كه به شكلى مبهم و رازناك در مورد جنگ سراغ داريم، نزديك شده است.
در هر فيلم جنگى، اگر چهار نفر از طرف دوست كشته مىشوند، صد نفر از طرف مقابل مىميرند، امّا در فيلم «پرواز در شب» اينطور نبود، و شكست و تنهايى و غمى كه در اين فيلم بود، همان رازى است كه در تعريف هنر به آنان اشاره كرديم و اين فيلم از آن راز برخوردار بود و به غم نيز آميخته بود. با اين كه در موقع ساخت فيلم ما به چنين پايانى براى جنگ نرسيده بوديم، مىبينيم كه در اين فيلم «غم» كه نوعى غم كربلايى است، وجود دارد. نمىدانم شايد آقاى ملاقلىپور تعمّدى نداشته باشد، امّا همان تشنگى كه بر رزمندگان عارض شده است و در سرتاسر فيلم وجود دارد، تشنگى كربلا را در ياد ما زنده مىكند. بنابراين، مىبينيم كه ملاقلىپور غم را هم از كربلا وام گرفته است. [١]
ملاقلىپور با «پرواز در شب» به فرهنگ دينى و عاطفى بسيجيان و به چگونگى جنگ آنها، جنگى كه با جنگهاى مشهور جهانى فاصله دارد و متفاوت است، نزديك مىشود، امّا با «افق» كه در سال ١٣٦٧ مىسازد، به سوى كليشههاى رايج سينماى جنگى جهان يعنى قهرمانپرورى و تكيه بر ماجرا و حادثه متمايل مىشود.
از ديگر كارگردانهايى كه سينما را با جنگ شروع كردهاند، حاتمىكيا، از همكاران وقت گروه سريال مستند روايت فتح است كه در ادامۀ علاقههاى
[١] . فصلنامۀ سينمايى فارابى، دورۀ اوّل، ش ٢، بهار ٦٨، ص ١٦-١٧.