عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٤٣ - ٣-٢ هنر دينى و انسان آيينمند
به اين ترتيب، سخن از اين انسانهاى والا، قهرمانان پاكى و وارستگى، و تلاشهاى آنها بهناچار سخن از قدس و تجلّى قداست خواهد بود، چراكه در طول هشت سال، لحظهبهلحظه شاهد تجلّى آشكار و نهان قداست بودهايم و رزمندگان، جبهه را معبرى براى رسيدن به آستان قداست مىديدند، و از آن چون پلى عبور مىكردند تا به سرزمين مطهر قدس برسند.
ماهيت اينچنين جبههاى است كه هر انديشمند با انصافى را و هر هنرمند آزادانديش و روشنفكرى را بر آن مىدارد كه به قداست آن هشت سال نه تنها اعتراف كند كه عشق بورزد. شاهد ما اكثر قريب به اتفاق مصاحبههايى است كه با هنرمندان و انديشمندان گوناگون در اين چندسال در مطبوعات كشور ثبت شده است؛ بگذريم از اين كه شاهد اصلى ما، همان رزمندگان و بسيجيان و نظاميانى بودند كه اقامتهاى سالانه در جبهه و سنگر داشتند و هنگامى كه به شهر، به خيابانها و ساختمانهاى سيمانى برمىگشتند، دلشان مىگرفت و به هيچوجه حاضر به هبوط از بهشت جبهه به زمين باير شهرهاى آهن و سيمان و دود نبودند. اين سخن دل همۀ رزمندگان و هنرمندان ما است:
براى خيلى از رزمندگان، بازگشت از جبهه به تهران، هبوط آدم است از بهشت به زمين. مرحوم طالقانى مىگفتند: وقتى من دلم از روزگار مىگيرد و نااميد مىشوم، به محضر امام شرفياب مىشوم. ماها كه دستمان كوتاه است، و دل انگشتانهاىمان زود به زود مىگيرد، به جبههها مىرويم؛ روح حماسه و عرفان آنجا است، آنجا است كه آسمان به زمين رسيده است، بلال و ابوذر دوران آنجايند. [١]
[١] . سروش، ش ٣٨٨،٢٠ تير ٦٦، ص ٣٩.