اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چرا اسلام يكباره اقدام به آزادى بردگان نكرد؟
در جواب بايد گفت: اسلام روش تدريج را در اين مورد انتخاب كرد كه بهترين و مناسبترين روش است، زيرا آزادى دفعى تعداد زيادى از بردگان پيامدهاى اجتماعى ناگوارى به همراه مىآورد، چنان كه اعلام آزادى بردگان در آمريكا در سال ١٨٦١ م پيش آورد، به طورى كه تعداد زيادى از بردگان با رضا و رغبت، نزد اربابان خود بازگشتند، التماس مىكردند كه دوباره با همان وضع سابق از آنها نگهدارى كنند.
زمينه سازى:
اسلام از راه ايجاد انقلاب فكرى و برخلاف تصوّر آن زمان، برده و ارباب را برادر يكديگر به حساب آورد، چرا كه از يك پدر و مادر به وجود آمدهاند و بدين وسيله هم غرور و نخوت اربابان را درهم شكست و هم حسّ حقارت و سرشكستگى را از ذهن بردگان طرد كرده و آنها را براى زندگى آزاد مهيا ساخت.
«يا ايُّهَا النَّاسُ انَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقيكُمْ انَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»» اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك امتياز نيست) گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله اين مساوات را در عمل نيز برقرار كرد، بطورى كه دختر عمّه خود زينب بنت جحش را به ازدواج زيد- كه ابتدا برده بود- درآورد و هم او را در جنگ موته به سپهسالارى لشكر منصوب كرد. چنان كه بار ديگر پسرش اسامه نوجوان را بر بزرگان مهاجر و انصار فرمانده قرار داد.