اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧
از اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده كه در روز خندق «فُرات بن حيّان» را كه جاسوس مشركان بود، دستگير كرده و به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند، آن حضرت دستور قتلش را صادر كرد. او گفت من مسلمان هستم. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: با برخى از شما به جهت اسلامش مدارا كرده و او را به ايمانش واگذار مىكنم. «١» نقل شده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، سريّهاى را به سوى گروهى از اعراب فرستاد. در نتيجه، عدهاى از ايشان به اسارت در آمدند و برخى از آنها ادعاى اسلام كردند. آن حضرت [به يكى از آنان] فرمود: چه كسى به نفع تو شهادت مىدهد؟ گفت: «عباد» شنيده است. آن حضرت فرمود: اى عباد آيا شنيدهاى؟ عباد گفت:
شنيدم كه شهادت مىداد «خدايى جز اللَّه نيست». رسول خدا ايشان را آزاد كرد. «٢» ب. اگر اسير در بحبوحه جنگ دستگير شود و در همان حال اظهار اسلام نمايد بدون هيچ اختلافى، از كشته شدن رهايى پيدا مىكند. امّا آيا آن سه حكم ديگر يعنى «منّ، فداء و استرقاق» در حق او باقى است؟ يعنى آيا مىشود او را بدون عوض آزاد كرد يا به صورت برده درآورد يا از او فديه گرفت (و يا اسير ديگر مبادله كرد)؟ شكى نيست كه «منّ» (يعنى امام منّت بگذارد و او را بدون دريافت عوض آزاد كند) جايز است. از برخى نقلها استفاده مىشود كه آن دو حكم ديگر نيز جايز است.
از امام زين العابدين عليه السلام روايت شده كه:
«الْاسيرُ اذا اسْلَمَ فَقَدْ حَقَنَ دَمَهُ وَ صارَفَيْئاً» «٣» اسير هنگامىكه مسلمانشد، خون خودش را حفظ كرده است و جزء اموال مسلمانان قرار مىگيرد.