اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١

نخواهد گذاشت، چرا كه در اسلام رابطه‌دينى قويترين رابطه‌مى‌باشد وبالاتر از قرابت عقيده، هيچ خويشاوندى نيست، و نسبتى بالاتر از نسبت اسلام و ايمان وجود ندارد؛ و بدين وسيله آن وسوسه‌هايى كه گاهى براى انصار پيش مى‌آمد، از ذهن آنها زدوده مى‌شد، چنان كه در بيعت عقبه و در فتح مكّه اين واهمه را داشتند كه شايد پيامبر باخويشان خود مصالحه‌كند يا نسبت به ايشان متمايل شود. «١» پيوست ٢: نگرشى ديگر بر تفسير آيه شريفه «فشدو الوثاق ...» آنچه در آيه مزبور بصراحت بيان شده، مسأله «منّ» و «فداء» است. يعنى اسير را يا منت گذاشته آزاد نماييد يا در مقابل فديه او را رها كنيد.
در اين آيه، مسأله استرقاق و برده گيرى مطرح نيست، بلكه ظاهر آيه عدم استرقاق است، چنان كه صاحب جواهر نيز اشاره كرده است. «٢» در سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز موردى نداريم كه آن حضرت مردان جنگى اسير شده را به استرقاق بگيرد، بلكه آنچه در تاريخ ثبت شده، منّت و آزادى يا فديه و آزادى است و قتل در مورد بسيار اندكى رخ داده است كه علت آن بيان شد. «٣» امّا استرقاق مسأله‌اى است كه در روايات بيان شده است، ازاين رو برخى گفته‌اند: استرقاق حكم موقّت و مر بوط به زمان خاصى بوده است، بدين‌جهت در آيه شريفه به آن اشاره نشده، بلكه حكم كلّى و اصلى كه «منّ و فداء» مى‌باشد، بيان گرديده است. «٤» علاوه بر عدم وجود مسأله استرقاق در آيه شريفه و سيره رسول خدا از گفتار آن حضرت نيز دليلى در اين زمينه نقل نشده است، اما در عين حال در فقه اهل‌