اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
رَحيمٌ» «١» اى پيامبر! به اسيرانى كه در دست شما هستند، بگو: اگر خداوند خيرى در دلهاى شما بداند بهتر از آنچه از شما گرفته شده، به شما مىدهد و شما را مىبخشد و خداوند آمرزنده و مهربان است.
مقصود از خير در دلهاى اسيران همان ايمان مخلصانه است. قرآن دستور مىدهد، به اسيران تفهيم شود كه اگر اين راه را انتخاب كنند، به سعادت دنيا و زندگى نيكو و سعادت آخرت با نعمتهاى بىزوال نايل مىشوند و اگر از اين راه سربرتافتند و قصد خيانت داشتند (و ان يريدوا خيانتك ... «٢») طرفى نخواهند بست، چنان كه از قبل نيز به خدا خيانت كردند و خداوند مسلمانها را بر آنها پيروز گردانيد.
در روايت چنين مىخوانيم:
«فَانَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ كَلامنا لَاتَّبَعُونا» «٣» اگر مردم با سخن نيكوى ما آشنا شوند از ما پيروى مىكنند.
اسيران نيز همانند ديگر مردم اگر سخن حق به ايشان برسد، هدايت مىشوند و كار فرهنگى بيشتر از هر روش ديگرى در ارشاد ايشان مؤثر است.
نكته مهم اينكه اگر تبليغ گفتارى با عمل و رفتار پشتيبانى شود، يعنى خود رزمندگان در عمل به دستور اسلام تقيّد داشته و در رفتار با اسرا، دستورات اسلام را مراعات كنند، بهترين روش براى راهنمايى اسرا اجرا شده است.
احترام به كريمان افرادى كه به اسارت درمىآيند، همه داراى يك موقعيت و شأن اجتماعى نيستند، بلكه از مراتب مختلفى برخوردارند، از اين رو بايد نحوه برخورد با اسير با