اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥

آنان در قرائت و حفظ قرآن كريم سپرى مى‌شد و عجيب اينجاست كه هر قدر فشارها بيشتر مى‌شد به اشتياق و علاقه برادران براى حفظ كلام اللَّه مجيد نيز افزوده مى‌گشت. «صليب سرخ» در برابر تقاضاهاى مكرّر آزادگان جهت آوردن قرآن، تنها چهار جلد قرآن براى ١٥٠٠ نفر اسير آورده بود و برادران اين قرآنها را جزء- جزء كرده و بين يكديگر مى‌گرداندند و به حفظ آن مى‌پرداختند. يكى از برادران اهل مسجد سليمان در عرض دو ماه حافظ تمامى قرآن شد و اين براى ما بسيار جالب بود.
علاوه بر اين، برادران در كلاس يادگيرى زبانهاى بيگانه نيز شركت مى‌جستند. در ضمن كلاسهاى سواد آموزى نيز داشتيم كه تعدادى از برادران، كه از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند، مشتاقانه در اين كلاسها شركت مى‌كردند. البته در اوايل اسارت، قلم و كاغذ در اختيار نداشتيم و كلاسها را روى خاك برگزار مى‌كرديم. «١» ٣. تبليغ دين:
اولياى الهى از هر فرصتى براى انجام وظيفه خود و تبليغ دين الهى سود مى‌جويند. حضرت يوسف عليه‌السلام در زندان دشمن به مبارزه با شرك پرداخته، آيين توحيد را تبليغ مى‌كند. آن حضرت از فرصت به دست آمده در مورد تعبير خواب كه توجه ديگران را جلب كرد، نخست مسأله توحيد را مطرح مى‌كند:
«انّى‌ تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لايُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْاخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ يا صاحِبَىِ السِّجْنِ ءَارْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ امِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ انِ الْحُكْمُ الّا لِلَّهِ امَرَ الّا تَعْبُدُوا الّا ايَّاهُ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ» «٢»