اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨
همچنين نقل شده است كه رسول خدا اسيرى را كه مسلمان شده بود با دو نفر از مسلمانان كه به اسارت دشمن درآمده بودند مبادله كرد. «١» اين دو دليل و برخى دلايل ديگر كه در اين زمينه اقامه شده، از نظر فقهى شرايط حجيّت قطعى را ندارند؛ از اين جهت مقتضاى احتياط آن است كه اين گونه اسيران كه اسلام را پذيرا مىشوند، به همان مورد «منّ» اكتفا شود و «استرقاق» و «فداء» در مورد ايشان اجرا نگردد. «٢» ج. اگر اسيرى كه بعد از حصول پيروزى و پايان جنگ دستگير شده، مسلمان شود، حكم تخيير بين احكام سه گانه درباره او منتفى نمىشود، يعنى امام و حاكم مسلمين مخيّر است كه او را بدون عوض آزاد كند يا فديه بگيرد و او را آزاد نمايد، يا به عنوا برده در اختيار مسلمانان قرار دهد. «٣» مىشود گفت كه اين حكم با نظر اكثريت قريب به اتفاق علماى شيعه مطابقت دارد.
نظر طبرسى و راوندى در مورد اسلام اسير صاحب مجمع البيان و صاحب فقه القرآن در مورد اسيرى كه اسلام بياورد، چه اسير در بحبوحه جنگ و چه اسير بعد از پايان آن چنين آوردهاند:
«فَانْ اسْلَمُوا فِىالْحالَيْنِ سَقَطَ جَميعُ ذلِكَ وَ كانَ حُكْمُهُمْ حُكْمَ الْمُسْلِمينَ» «٤» اگر اسرا مسلمان شوند، چه در صورت اول و چه در صورت دوم، همه احكامى كه در مورد اسيران است از ايشان ساقط مىشود و در جرگه مسلمانان در مىآيند.