اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
٢. اميد به الطاف الهى:
انسان مؤمن در هيچ لحظهاى خود را از لطف و رحمت خداوند بىنياز نمىداند.
«وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فى الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ» «١» و تنها به تو بايد اعتماد كرد، چه در سختى و چه در خوشى.
«وَ اجْعَلْنى مِمَّنْ يَدْعُوكَ مُخْلِصاً فِى الرَّخاءِ دُعاءَ الُمخْلِصينَ الْمُضْطَرّينَ لَكَ فِى الدُّعاءِ» «٢» خداوندا! مرا همانند آن مخلصان قرار ده كه در خوشى و آسايش، تو را چنان مىخوانند كه گرفتاران و بيچارگان با اخلاص در حال اضطرار.
«وَ لا ايِساً مِنْ اجابَتِكَ لى وَ انْ ابْطَأْتَ عَنّى فى سَرَّاءَ كُنْتُ اوْ ضَرَّاءَ اوْ شِدَّةٍ اوْ رَخاءٍ اوْ عافِيَةٍ اوْ بَلاءٍ ...» «٣» خداوندا مرا از اجابت خواستهام (و از لطف عميم خود)، هر چند ديرتر مرا دريابد، نوميد مكن، خواه در آسايش و خواه در رنج، خواه در تندرستى و خواه در بيمارى، خواه در سختى و خواه در آسانى مسلّم است كه انسان در هنگام سختى و فشار، بيشتر به فكر چاره و يافتن پناهگاهى است كه او را نجات دهد. در دوران اسارت و گرفتارى، انسان دست خود را از همه جا كوتاه مىبيند و نياز خود را به درگاه بىنياز، بيش از هر زمان ديگرى احساس مىكند. از اين رو، بدون واسطه و بطور مستقيم به درگاه خداوند پناه مىبرد و از او كمك مىخواهد. خداوند اضطرار و پناهجويى او را بىپاسخ نگذاشته، آرامش و استوارى بيشترى به وى عطا مىكند.