اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠

زره آهنين بربدن او مى‌پوشاندند و در مقابل آفتاب نگه مى‌داشتند تا بر اثر تابش آفتاب حلقه‌هاى تفتيده زره بر بدنش مى‌نشست.
گاهى آتش افروخته، او را به پشت در آتش مى‌كشيدند تا از روغن پشت او آتش خاموش مى‌شد و بعضى اوقات سنگهايى كه در آتش گداخته شده بود، بر پشت او مى‌چسباندند تا گوشت بدن او را مى‌خورد و بدن را گود مى‌كرد.
وقتى عمر از رفتار كفار با او پرسيد، خبّاب گفت: تا كنون چنين بدن ناهموارى نديده‌ام. «١» مشركان، عمّار و پدرش ياسر و مادرش سمّيه را، نزديك ظهر هنگامى كه ريگهاى زمين مكّه كاملا داغ شده بود، برهنه روى زمين مى‌خواباندند و كتك مى‌زدند گاهى علاوه بر گرمى آفتاب، زره فولادين بر عمّار مى‌پوشاندند و زير آفتاب نگه مى‌داشتند تا آنكه آهن تفتيده، روغن بدنش را مى‌مكيد. سر انجام، ياسرو سمّيه زير شكنجه جان دادند و نام خود را به عنوان نخستين شهداى اسلام ثبت كردند. «٢» درمقابل محبت و رأفت اسلامى با اسيران كفّار، دشمنان اسلام در طول تاريخ از انواع شكنجه براى آزار اسيران مسلمان در طول تاريخ استفاده كرده‌اند.
بديهى است كه با گذشت زمان، وسايل شكنجه نيز ترقى كرده و شكنجه‌گرها روشهاى شديدترى آموخته‌اند.
ليكن از وسايل ابتدايى شكنجه نيز استفاده مى‌كنند و در كنار اتوى برقى و شوك الكتريكى و امثال آن هنوز با چماق سر مى‌شكافند، با دشنه جگر مى‌خراشند، با فلك پا مى‌بندند و با شلاق گوشت و پوست و استخوان بهم مى‌آميزند.