اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧

عوامل بردگى:
عواملى كه موجب به وجود آمدن بردگى شد، بطور خلاصه بدين قرار است.
١. تفاوت عقلى و جسمانى ميان افراد موجب اين شده كه قويترها نيروى ضعيفان را از راه مكر و خدعه يا بطور قهر و اجبار، به دلخواه و به نفع خودشان به كار برند.
٢. خوى تبعيّت از افراد نيرومند نيز خصلتى است كه افراد نيرومند و مكّار به نفع خود از آن سود جسته، صاحبان اين خوى را به بردگى مى‌كشند.
٣. جنگها بطور معمول متضمن تلفات نفوس از غالب و مغلوب بوده و غالب به خيال خود نزديكترين راه جبران خسارت خود را در اين دانسته كه همه يا عده‌اى از افراد مغلوب را به اسارت خويش در آورد و آنها را به كارهايى كه برعهده مقتولين جامعه خود بوده است بگمارد يا به نحو ديگرى از وجود اسرا در جبران خسارتها استفاده كند.
٤. مجازات برخى از جرمها: در جوامع مختلف مقرراتى موجود بوده، از جمله مجازات برخى جرمها برده شدن مجرم بوده است، مثل دزدى، كه دزد برده صاحب مال مى‌شد، يا بدهكارى كه از پرداخت دين خود عاجز بود، برده طلبكار مى‌شد، چنانچه در جنايت جرح و قتل نيز، مجنىّ عليه يا ورثه او استرقاق جانى را حق خود مى‌پنداشتند. و هر گاه كسى به يكى از اين عناوين برده شناخته مى‌شد، اولاد او نيز به همين سرنوشت محكوم بودند و بردگى تنها ارثى بود كه از پدر و مادر به فرزندان منتقل مى‌شد.
اسلام از ميان عوامل و ملاكهاى ايجاد بردگى، فقط مورد سوّم يعنى استرقاق اسير را به صورت بسيار محدود و با شرايطى پذيرفته، آنهم چنان كه پيشتر گفته شد، به عنوان يكى از سه امر، نه نتيجه قطعى اسارت؛ علاوه بر اين، اسلام با برنامه منظم و سير معقول، روشى در پيش گرفته كه منجر به آزادى بردگان مى‌شود.