اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
«مَنِائْتَمَنَ رَجُلًا عَلى دَمِهِ ثُمَّ خانَ بِهِ فَانّى مِنَالْقاتِلِ بَرِئٌ وَ انْ كانَ الْمَقْتُولُ فِىالنَّارِ» «١» هر كس، مردى را نسبت به خودش امان دهد، سپس به او خيانت كند (و او را بكشد) من از قاتل برى هستم، گرچه مقتول هم در آتش باشد.
امام باقر عليه السلام نيز در همين زمينه فرمود:
«ما مِنْ رَجُلٍ امَّنَ رَجُلًا عَلى ذِمَّتِهِ ثُمَّ قَتَلَهُ الَّا جاءَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَحْمِلُ لِواءَ الْغَدَرِ» «٢» هر كس به ديگرى امان دهد و سپس او را بكشد، در روز قيامت حامل پرچم (و نشان) خيانت خواهد بود.
ه. وقت امان قبل از اسارت دشمن است، اگر بعد از اسارت تقاضاى امان داشته باشد، پذيرفته نمىشود و افراد مسلمان حق ندارند، در چنين موقعيّتى امان دهند. «٣» اگر لشكر اسلام در حال پيروزى باشد و دشمن در آن حال تقاضاى امان كند، در صورت مصلحت، مىتوان امان داد. البته امام و پيشواى مسلمين قبل از اسارت دشمن و بعد از آن، هر وقت كه صلاح بداند، مىتواند امان دهد.
و. امان بايد به مصلحت مسلمانان باشد و يا حدّاقل مفسدهاى نداشته باشد؛ به همين جهت اگر كسى به جاسوس دشمن يا فردى كه وجود او به ضرر مسلمانان است، امان دهد، اين امان اعتبار ندارد.