اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
شخصيت اجتماعى وى در جامعهاش مناسبباشد، بطورى كه اگر مراعات نشود، حقى از او ضايع شده و از كرامتش كاستهمىگردد و زحمت و زجرى است بر او.
مراعات اين حق در واقع، نوعى احسان و ارفاق است كه پيشوايان معصوم ما به آن سفارش كردهاند. در سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان عليه السلام اسلام و اسير ٥٧ امان و پناهندگى ص : ٥٥ نيز موارد متعددى وجود دارد كه با كريمان، برخورد شايسته موقعيت ايشان را داشتهاند؛ از جمله در مورد اسيران صاحب شأن. در زير به نمونههايى از اين دست اشاره مىكنيم:
عطوفت پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به دختر حاتم دختر حاتم طايى را در ميان اسيران قبيله «طىّ» به مدينه آورده و در محلى نزديك درب مسجد جاى دادند. دختر حاتم كه زنى نيكروى و خوشسخن بود، هنگام عبور رسول خدا صلى الله عليه و آله به پا خاست گفت: سايه پدر از سرم رفت و نان آورم متوارى شد، به من منّت گزار، خداوند به تو منّت گزارد. آن حضرت پرسيد:
سرپرست تو كيست؟ گفت عّدىبن حاتم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: همان كه از خدا و رسول گريخته است! سپس هنگامى كه گروهى از قبيله قضاعه به مدينه آمده بود، پيامبر لباسى به دختر حاتم بخشيد و خرج راه و مركبى در اختيارش گذاشت و او را به همراه آن قبيله به شام اعزام كرد. «١» در نقل ديگرى اين گونه آمده است: مسلمانان مردان رايك طرف و زنان و بچهها را طرف ديگر جمع كردند و از خاندان حاتم، خواهر عدىّ و چند دختربچه را اسير كردند و آنها را جداگانه نگهداشتند.
در ميان راه غنايم و اسيران را تقسيم كردند و خمس غنايم را جدا كردند. امّا اسيران خاندان حاتم را تقسيم نكردند و آنها را به مدينه آوردند و خواهر عدىّ در خانه «رمله» دختر حارث نگهدارى مىشد. «٢»