اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢

در صدر اسلام، كافران، علاوه بر شكنجه جسمى مسلمانان از شكنجه روانى نيز استفاده مى‌كردند، مانند قطع رابطه با بنى هاشم (سه سال در شعب ابى‌طالب)، مسخره نمودن مسلمانان و پايمال كردن حقوقشان خبّاب تعدادى شمشير به عاص بن وائل فروخته بود، هنگامى كه پول آنها را از او مطالبه كرد. در پاسخ گفت: مگر نه اين است كه محمّد تصورمى‌كند، بهشتيان هر چه بخواهند در بهشت موجود است؟ خبّاب گفت: آرى چنين است.
عاص بن وائل گفت: پس صبر كن در آخرت از آن طلاها، نقره‌ها، غلامان و جامه‌هاى بهشتى طلب تورا خواهم پرداخت!!. «١» ه. استفاده از فرصت‌ مجاهد اسير بايد براى استمرار مبارزه با دشمن از اوقات و فرصتها بهترين و بيشترين استفاده را ببرد، در اين قسمت با استفاده از تاريخ مجاهدات پيشوايان اسلام و تجربه مسلمانان راستين به چند نوع استفاده مفيد از فرصت اشاره مى‌كنيم:
١. خودسازى و عبادت:
كمال و رستگارى انسان در عبادت پروردگار و مناجات با معبود است. هنگام اسارت كه انسان از بند تعهدات و مسؤوليتهاى خانوادگى و اجتماعى آزاد است و وقت بيشترى دارد، فرصت مناسب براى عبادت و تقّرب به درگاه ربوبى است.
نقل شده است كه حضرت امام موسى كاظم عليه‌السلام هنگامى كه در زندان عيسى بن جعفر، والى بصره بود، اين گونه مناجات مى‌كرد: خدايا تو خود مى‌دانى كه من جاى خلوتى را براى عبادت تو مى‌خواستم و تو چنين كردى. پس سپاس تو را.
چون هارون، والى بصره را به قتل امام مأمور كرد، عيسى بن جعفر امتناع‌