اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
از اين حديث و روايات ديگرى كه در اين زمينه هست، استفاده مىشود كه تفرقه بين دو برادر خردسال اسير و همچنين دو خواهر اسير و بين برادر و خواهر اسير، همانند تفرقه بين مادر و فرزندش، جايز نيست. «١» از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل كردهاند كه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا براى فروش دو غلام كه با هم برادر بودند، مأمور كرد، من نيز آن دو را جدا جدا فروختم و اين مسأله را براى آن حضرت بيان كردم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آن دو را درياب و برگردان و نفروش، مگر با هم و بين آنها جدايى مينداز. «٢» ٣. مراعات شأن سبايا «خُليد» كه از طرف حضرت على عليه السلام به حكومت خراسان منصوب شده بود، چون به نيشابور رسيد، متوجّه شد كه اهل خراسان سر از طاعت برتافتهاند و نمايندگان خسرو از كابل به خراسان آمدهاند، پس با نيشابوريان به نبرد پرداخت و آنها را شكست داد و خبر پيروزى و سبايا را به نزد اميرمؤمنان عليه السلام به كوفه فرستاد.
سپس متوجّه دختران خسرو شد و به آنها امان داد و نزد اميرالمؤمنين عليه السلام روانه كرد. چون خدمتش آمدند، فرمود: آيا شما را شوهر ندهم؟ گفتند، نه، مگر آنكه ما را به همسرى دو پسر خود درآورى، زيرا جز آن دو كسى را همشأن خود نمىبينيم.
پس على عليه السلام فرمود: هر جا مىخواهيد، برويد. آن گاه «نَرسا» (كه بزرگ ايرانيان مقيم كوفه بود) برخاست و گفت: ايشان را به من واگذار كه اين كرامتى است از جانب تو، چرا كه بين من و ايشان خويشاوندى است. پس حضرت چنان فرمود و نرسا ايشان را در سراى خود منزلداد و آسايشى مطابق شأن ايشان فراهم ساخت. «٣»