اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
«پيوستها» پيوست ١: بحثى در مورد اسراى جنگ بدر «ما كانَ لِنَبِىٍّ انْ يَكُونَ لَهُ اسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِى الْارْضِ تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُريدُ الْاخِرَةَ وَاللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ لَوْلا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فيما اخَذْتُمْ عَذابٌ عَظيمٌ» «١» هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى (از دشمن) بگيرد تا (كاملًا) بر آنها پيروز گردد (و جاى پاى خود را در زمين محكم كند) شما متاع ناپايدار دنيا را مىخواهيد (و مايليد اسيران بيشترى بگيريد و در برابر گرفتن فديه، آزاد كنيد) ولى خداوند سراى ديگر را (براى شما) مىخواهد و خداوند قادر و حكيم است. اگر فرمان سابق خدا نبود (كه بدون ابلاغ هيچ امّتى را كيفر ندهد به خاطر چيزى [: اسيرانى] كه گرفتيد مجازات بزرگى به شما مىرسيد.
چنان كه پيشتر بيان شد، تا پيروزى كامل به دست نيامده و دين خدا در زمين پا بر جا نشده، عقل حكم مىكند كه مجاهدان در نابودى دشمنان بكوشند