اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢
براساس مضمون اين حديث در هنگامى كه جنگ بر پاست و هنوز پيروزى كامل به دست نيامده، هر اسيرى از دشمن (در آن حال) گرفتار شود، امام اختيار دارد گردنش را بزند و دست و پايش را برعكس يكديگر ببرد و به همان حال رها كند كه در خون خود دست و پا بزند تا بميرد.
مشهور فقهاى شيعه نيز به مضمون همين روايت فتوا داده و گفتهاند:
«الْاسيرُ انْ كانَ ذَكَراً بالِغاً وَ اخِذَ قَبْلَ انْ تَضَعَ الْحَرْبُ اوْزارَها وَ قَبْلَ انْقِضاءِ الْحَرْبِ فَالْامامُ فيهِ بِالْخِيارِ بَيْنَ الْقَتْلِ وَ قَطْعِ الْايْدى وَ الْارْجُلِ وَ تَرْكِهِ حَتَّى يَنْزِفَ الّا انْ يُسْلِمَ فَيَسْقُطُ ذلِكَ عَنْهُ» «١» اسير اگر مرد بالغ باشد و قبل از پايان جنگ دستگير شود، امام مخيّر است بين كشتن و قطع دست و پا و رها كردنش به همان حال تا بميرد؛ مگر اينكه مسلمان شود كه ديگر اين مجازات را ندارد.
ج. اسيرگرفتن پس از پيروزى زمانى كه با نصرت الهى، رزمندگان اسلام به اهداف خويش دست يافتند و شعلههاى جنگ فروكش كرد و موقعيّت تثبيت گرديد، با هشيارى تمام، بدون شتابزدگى و با حفظ آمادگى كامل در برابر توطئههاى مجدّد و سوء استفاده دشمن از غفلت نيروها در هنگام اسير گرفتن، بايد باقيمانده نيروهاى دشمن را به اسارت گرفت و از كشتن آنان پرهيز كرد.
«فَاذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى اذا اثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَامَّا مَنّاً بَعْدُ وَ امَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ اوْزارَها» چون با كافران رو به رو شديد، گردنشان را بزنيد. و چون آنها را سخت