اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
من آيين گروهى را كه به خداى يكتا ايمان ندارند و آخرت را منكرند، رها كردهام. اى دو يار زندان آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانه مقتدر.
فرمانروايى خاص خداست، دستور داده است كه جز او را نپرستيد دين قوى اين است.
اهل بيت پيامبر نيز در حال اسارت و سفر كوفه و شام از هر موقعيتى براى تبليغ دين و رسوا كردن بنىاميه استفاده كردند. حضرت زينب (س) و امام سجاد عليه السلام در كوفه و در شام خطبه خواندند و مردم را آگاه كردند و در اين مورد با همه محدوديتها و آزارها بگونهاى تلاش كردند كه دشمن را در هدف خود ناكام گذاشته، پيام خون شهيدان كربلا را به همه جا و همه زمانها رساندند.
آزادگان پرافتخارمان در اين مورد نيز با وجود خطرات جدى، از هر فرصت مناسبى بهترين استفاده را مىكردند. به عنوان نمونه به يك مورد اشاره مىكنيم:
يكى بود كه اصلًا به چيزى مقيد نبود. با او بحثهاى عقيدتى داشتيم او حتى نسبت به قرآن حرف داشت، ولى با تلاش برادرها به جايى رسيد كه اهل نماز شد و حدود پانزده سال نماز قضايش را خواند. «١»