اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥

امان و پناهندگى‌ يكى از مسائلى كه در ضمن جنگ ممكن است پيش بيايد، درخواست امان و پناهندگى از سوى نيروهاى دشمن است. فقهاء اين مسأله را در كتاب جهاد بطور تفصيل مورد بحث قرار داده و تعبير «امان»، «ذِمام» و يا «جِوار» در مورد آن به كار برده‌اند.
اصل و مبناى اين حكم، آيه شريفه: «وَ انْ احَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَاجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ ابْلِغْهُ مَأْمَنَهُ» «١» مى‌باشد، كه به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى‌دهد كه اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست، به وى پناه ده تا كلام خدا را بشنود؛ سپس او را به پناهگاهش برسان.
به جهت تناسب و ارتباط اين بحث با مسأله اسارت، خلاصه‌اى از موارد آن را در اينجا يادآور مى‌شويم. «٢» الف. امان عبارت است از اينكه كافرى را نسبت به جان و مال يا هر مورد ديگر (طبق قرارداد) امان دهند.
ب. هر فردى از مسلمانها چه زن و چه مرد، حتّى برده، مى‌تواند به دشمن پناه دهد، ولى بايد عاقل و بالغ باشد و به اختيار خودش امان دهد.
ج. افراد مسلمان به افراد كفّار حدّاكثر تا ده نفر (يا اهل روستايى كوچك يا گروهى اندك) مى‌توانند پناه‌دهند، امّا امام و رهبر مسلمين در صورتى كه مصلحت بداند، مى‌تواند امان عمومى بدهد.
د. وفاكردن به پيمان امان، واجب و شكستن آن حرام است. اميرمؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد: