اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦

پيوست ٣: سابقه بردگى‌ طبق شواهدى كه در دست است، اين فكر هميشه با بشر، همراه بوده كه انسان را نيز مانند هر كالاى ديگر مى‌توان تملك كرد. در همه كشورهاى قديم و در ميان ملل يهود و نصارا نيز برده‌گيرى معمول بوده است. «١» فلاسفه يونان معتقد بودند كه بشر بر دو قسم هستند: نخست آزادگان و دوّم بردگان، و اين نوع اخير فقط براى خدمت كردن به نوع اوّل آفريده شده‌اند.
ارسطو نظام بردگى را يكى از ضروريات اجتماع بشرى مى‌دانست.
رومانيها بردگان را به حساب يك فرد بشر كه حقّ زندگى دارد و احساس درد و رنج مى‌كند، نمى‌آوردند و در نظرشان چيزى شبيه به متاع و كالا و آلت‌كار بدون حسّ و اراده بود و مى‌بايست همه كارهاى سنگين را حتّى اگر فوق حدّ توانايى‌اش باشد، انجام دهد و حتّى رومانى نجيب مى‌توانست بدون هيچ‌جهتى و محض تفريح يك يا چند نفر آنها را به دلخواه خود به قتل برساند، بدون آنكه وجدانش از اين جنايت ناراحت شود و يا كسى به درنده خويى او اعتراض كند.
هنديان معتقد بودند كه چون بردگان از قسمت پاى خدايان! آفريده شده‌اند، پس موجودات پست و سزاوار تحقير مى‌باشند و مى‌بايد به انواع شكنجه تن در دهند.
در ميان ملل كلده، آشور، مصريان قديم، پاسها و يهود نيز وضع اسيران جنگى كم و بيش بدين سان بوده و رفتارشان با بردگان نرمتر و انسانى‌تر از ديگران نبوده است.
عربها نيز اسيران جنگى را حتّى اگر از نژاد خودشان مى‌بود، به بردگى مى‌بردند، برخلاف رومانيها كه استرقاق رومانى را جايز نمى‌شمردند.