اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
بخش اوّل اين حديث در مورد حكم اسيرى است كه در زمان جنگ گرفتار شود و بخش دوّم آن بر اين دلالت دارد كه پيشواى مسلمين درباره اسيرى كه بعد از پيروزى دستگير شود، بين سه امر مخيّر است: «من»، «فداء» و «استرقاق».
اين حديث از دو جهت مورد اشكال است:
١. متن حديث در بخشاوّل اضطراب دارد، يعنى مفهوم آن چندن واضح و روشن نيست.
٢. راوى حديث يعنى طلحة بن زيد، ضعيف است، اگر چه شيخ طوسى گفته:
كتاب او مورد اعتماد است، «١» ولى ظاهراً اين حديث از كتاب او نقل نشده است يا حداقل دليل و قرينهاى براى اين امر نداريم.
اين حديث، عمده دليل در مورد جواز استرقاق اسراست. چند حديث ديگر نيز بطور اجمال بر اين معنى دلالت دارد، از جمله:
١. حديث زهرى از امام زين العابدين عليه السلام:
«الْاسيرُ اذا اسْلَمَ فَقَدْ حُقِنَ دَمُهُ وَ صارَ فَيْئاً» «٢» يعنى: اسير وقتى مسلمان شد، خونش محفوظ است و فيىء مسلمانان مىشود.
٢. حديث حفصبن غياث از امام صادق عليه السلام:
«فَامَّا الْوَلَدُ الْكِبارُ فَهُمْ فيىء لِلْمُسْلِمينَ الّا انْ يَكُونُوا اسْلَمُوا قَبْلَ ذلِكَ» «٣» يعنى كافر اگر در «دار الحرب» مسلمان شود، خود و فرزندان غير بالغش آزادند. امّا فرزندان بزرگ او فيىء مسلمانان مىشوند، مگراينكه قبلًا