اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
و موانع را از سر راه بردارند، زيرا تأثير اين امر در سركوب و شكست دشمن بيشتر است. قرآن مجيد نيز اين معنا را مورد تأكيد قرارداده، مىفرمايد: براى هيچ پيامبرى سزاوار نيست، قبلاز پيروزى كامل اسيرانى داشتهباشد. سپس درآيه ديگر، مؤمنانرا نسبت به عملكردشان نكوهش مىكند. اين دو آيه شريفه در جريان اسراى جنگ بدر نازل شده است؛ نكاتى از اين دو آيه استفاده مىشود كه بدان اشاره مىكنيم:
١. مسلمانان در جنگ بدر اجازه اسير گرفتن نداشتند؛ اگر چه در اين مورد دستورى صادر نشده بود، ولى مسلمانان در موقعيّتى قرار داشتند كه گرفتن اسير به صلاح ايشان نبود.
٢. اكنون كه مسلمانان بدون دستور، اقدام به اسير گرفتن كردهاند، مىبايست اسرا را به قتل مىرساندند، چنان كه برخى از مسلمانان نيز پيشنهاد كرده بودند.
سعد بن معاذ در اين زمينه عرض كرد: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله اين اوّلين جنگ ما با مشركان است، اثخان در قتل (كشتن اسرا) براى من محبوبتر است از باقى گذاشتن مردان. «١» ٣. چون مسلمانان گرفتن فديه و مال دنيا را ترجيح دادند، مورد نكوهش قرار گرفتند، اگر چه به جهت اينكه قبلًا حكم آن بيان نشده بود، عذابى از جانب خداوندمتعال متوجه مسلمانان نشد.
خلاصه اينكه سنّت انبيا اين نبوده و براى ايشان، سزاوار هم نبوده كه اسيرانى داشته باشند كه در مقابل آنها فديه بگيرند يا با منّت آزاد كنند، مگر بعد از پيروزى و به دست آوردن قدرت و تسلّط كامل بر دشمنان. زيرا اسير گرفتن ممكن است منجرّ به تضعيف نيروى مؤمنان و موجب تقويت نيروى كفّار و