اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣

نموده، به هارون نوشت: حبس موسى بن جعفر در نزد من طولانى شده است.
من در اين مدّت جاسوسانى بر او گماشتم و از او جز عبادت چيز ديگرى نيافتم و او حتى در دعا به من و تو نفرين نكرده است ... كسى را بفرست او را از من تحويل بگيرد و گرنه من او را آزاد مى‌كنم. چون از زندانى بودن او دلتنگم.
پس از آن، حضرت را از بصره به بغداد منتقل كرده، نزد فضل بن ربيع زندانى كردند و مدّتى طولانى در آنجا ماند. او نيز دستور هارون مبنى بر قتل امام را اجابت نكرد. هارون به وى نوشت كه آن حضرت را به فضل بن يحيى برمكى تحويل دهد. فضل آن حضرت را در يكى از اتاقهاى منزل خود جاى داد و نگهبانى بر آن حضرت گماشت. امام موسى بن جعفر همچنان مشغول عبادت بود تمام شب را به نماز و تلاوت قرآن، دعا و تهجّد مى‌گذراند و بيشتر روزها را روزه مى‌گرفت و صورت از محراب و قبله بر نمى‌گردانيد، از اين جهت يحيى بر امام عليه السلام سخت نمى‌گرفت. اين خبر به هارون رسيد، باز دستور قتل آن حضرت را به فضل داد، ليكن او امتناع كرد. هارون خشمگين شد. يحيى، پدر فضل، متوجه شد و از هارون عذر خواهى كرده، وسيله شهادت آن امام مظلوم را به وسيله سندى بن شاهك فراهم ساخت. «١» در خاطرات يكى از آزادگان جنگ تحميلى عراق عليه ايران چنين آمده است:
نيمى از اوقات برادران در طول روز به عبادت مى‌گذشت. صبحها، همزمان با پخش اذان از خواب برمى‌خاستيم و به نماز مى‌ايستاديم. پس از آن تا هنگام ظهر، هر كس به كارهاى شخصى‌اش مى‌پرداخت. ظهرها نماز جماعت برپا مى‌كرديم و گاهى اوقات جلسات قرآن و سخنرانى تشكيل مى‌داديم، زيارت عاشورا هر شب پس از نماز مغرب و عشا برگزار مى‌شد. شبهاى جمعه، دعاى‌