اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
«آنان كه گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس استقامت ورزيدند، فرشتهها بر آنان نازل شده، گويند: نترسيد و غمگين نباشيد كه مژده شما بهشتى است كه به شما وعده داده شده است.» «١» شكنجههاى دشمن ممكن است به دو صورت انجام گيرد:
١. شكنجههاى جسمى:
شكنجه جسمى نسبت به اسرا گاهى به منظور كسب اطلاعات، گاهى به منظور انتقام و يا مقاصد ديگر و گاهى بدون هدف و فقط از روى پستى و رذالت دشمن انجام مىگيرد.
دشمنان اسلام از روز نخستين ظهور اين دين حيات بخش تاكنون چون مار زخمى، زهر خود را با نيش شكنجه به جان مسلمانان ريختهاند تا شايد بتوانند اين نور الهى را خاموش كنند. قرآن مجيد در اين راستا مىفرمايد:
«مىخواهند با دهانهاى خويش نور خدا را خاموش سازند، ولى خدا تكميل كننده نور خويش است، هر چند كافران را ناخوش آيد.»» بلال حبشى را هر چه بيشتر آزار و شكنجه مىدادند، مقاومتر مىشد.
ابوجهل او را به صورت، روى ريگهاى داغ حجاز مىخواباند و سنگ آسيا روى بدنش مىگذاشت تا آنكه مغزش به جوش مىآمد و به او مىگفت: به خداى محمد كافر شو. او مىگفت: «احدٌ احدٌ» يعنى خدا يكتاست. «٣» خبّاب بن ارَتّ وقتى اسلام آورد كه غلام زنى بود به نام امعمّار. اين زن آهن گداخته را را از كوره بيرون مىآورد و سر خبّاب را با آن داغ مىكرد. كفاّر مكّه نيز