اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨

در اينجا به قسمتى از خاطرات يك آزاده ايرانى توجه كنيد:
روزى ديگر بى‌موقع سوت زدند و همه ما را در جايى جمع كردند و گفتند:
«الان يك شخصيت برجسته عراق براى سخنرانى مى‌آيد. كسى هم حق حرف زدن و سؤال كردن ندارد.» آن فرد برجسته! آمد و با دو ساعت گزافه گويى خود، سر ما را درد آورد. بعد از آن بچه‌ها سه صلوات فرستادند و در آخر صلوات سوم گفتند: «وَ ايِّدْ امامَ الْخُمَيْنى‌ وَ انْصُرْ جُيُوشَ الْمُسْلِمينَ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ.)
سخنران كه حسابى اعصابش خرد شده بود، به مسؤولان اردوگاه گفت: «تنها راه مبارزه با اينها و افكارشان استفاده از كابل است و گرنه آدم بشو نيستند.» بلافاصله يكى از برادران برخاست و گفت: «تو فكر مى‌كنى با دو ساعت حرفهاى بى سر و ته خود مى‌توانى ما را از مسيرمان منحرف كنى؟ ما اگر ساليان سال زير فشارهاى جسمى و روحى و تبليغاتى شما باشيم به فضل و كرم خدا، كمترين خدشه‌اى در ايمان و عقيده ما به وجود نخواهد آمد، چون ما به هدف خود ايمان داريم.» «١» د. مقاومت در برابر شكنجه‌هاى دشمن‌ دشمن براى ارضاى غريزه انتقامجويى خويش و به علل متعدد ديگر دست به آزار و شكنجه اسيران مى‌زند، ولى مسلمان آزاده به جهت كسب رضاى الهى و رسيدن به مقام عالى معنوى در برابر انواع شكنجه‌هاى دشمن مقاومت مى‌كند و با پايدارى خويش دشمن را به زانو در مى‌آورد.
مقاومت نه تنها نش اسلام و اسير ٨٠ پيوست ١: بحثى در مورد اسراى جنگ بدر ص : ٧٧ انه ايمان راستين و موجب ستايش همگان است، بلكه روحيه دشمن را پايين آورده، پيروزى را نزديكتر مى‌سازد و در بُعد معنوى نيز بشارت بهشت توسط فرشتگان را به دنبال دارد.