اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤

ب. حفظ اسرار حفظ و نگهدارى يك مطلب سرّى براى يك جمعيّت و كشور اهميت حياتى دارد و اسناد طبقه‌بندى شده بايد از دسترس دشمن محفوظ بماند. با توجه به اينكه سينه هر رزمنده‌اى سرشار از اسرار است، دشمن در اوّلين برخورد، نهايت كوشش خود را در باز كردن اين گنجينه به كار مى‌برد تا اطلاعاتى درباره اوضاع نظامى (در درجه اول) و اقتصادى، سياسى، اجتماعى و ... (در درجه دوم) كسب كند، ولى مسلمان زيرك و هشيار بايد دشمن را در همه خواسته‌هايش ناكام گذارد، هر چند به قيمت جانش تمام شود. در اين راستا به دو حادثه زير توجه كنيد:
١. مأموران عبيداللَّه بن زياد (حاكم كوفه) يكى از شيعيان به نام «عبداللَّه بن يَقْطُر» را دستگير كردند. او حامل نامه‌اى براى امام حسين عليه‌السلام بود.
عبيداللَّه پرسيد:
- اين نامه از سوى كيست؟
- نمى‌دانم، زنى آن را به من داد كه او را نمى‌شناسم.
عبيداللَّه خنديد و گفت:
- يكى از دو راه را انتخاب كن يا معرفى نويسنده نامه يا مرگ.
- «عبدالله بن يقظر» با شهامت گفت:
- تو هرگز از صاحب نامه آگاه نخواهى شد و من نيز از كشته شدن باكى ندارم و كسى كه به دست فرد پَستى چون تو كشته شود، اجر و پاداشش نزد خدا بسيار است.
ابن زياد دستور داد او را به شهادت رساندند. «١» بى‌شك، نويسنده نامه از افراد سرشناس و معتبر كوفه بود و چنانچه عبيداللَّه نامش رامى‌دانست، به «نهضت حسينى» كه در حال شكل گرفتن بود، ضربه‌اى‌