اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
روحى آنان شود يا اينكه اطلاعات و اسرار مسلمين توسط اسير افشا گردد كه در اين گونه موارد بايد به هر ترتيبى از بروز خطر جلوگيرى شود و چه بسا چارهاى جز كشتن اسير نباشد.
تا اينجا معلوم شد كه كشتن اسير در غير موارد خاص، بدون اذن امام جايز نيست؛ حال اگر شخصى، چه مسلمان و چه كافر، پيشدستى كند و اسير را قبل از اينكه به حضور امام برسد، به قتل برساند، چه اسيرى كه قبل از پايان جنگ دستگير شده باشد و چه اسيرى كه بعد از آن دستگير گردد، ديه و كفّارهاى در اين مورد واجب نمىشود، چون خون اسير كافر احترام ندارد. صاحب جواهر مىگويد: در اين مسأله مخالفى از مذهب شيعه پيدا نكردم، اگر چه كشتن در مورد دوّم (يعنى اسير شده بعد از پايان جنگ) جايز نيست. «١» در كتاب المغنى و الشرح الكبير نيز آمده است: پس اگر اسير خودش يا اسير ديگرى را قبل از رسيدن به حضور امام بكشد، معصيت كرده، ليكن ضمان ندارد. «٢» در تذكرة الفقهاء آمده است كه قاتل (اسير كافر) تعزير مىشود، يعنى به مقدارى كه امام صلاح بداند، مورد تنبيه قرار مىگيرد. «٣» تذكّر: اگر اسير از اطاعت اسير كننده سرپيچى كند يا در راه رفتن سستى بورزد و ترس اين باشد كه به دشمن بپيوندد، اسير كننده مىتواند با زدن يا به نحو ديگرى او را مجبور به تبعيت كند. «٤»