اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
فرار اسير اگر اسيرى كه از كفّار گرفته شده، از فرصت استفاده كرده و فرار كند، بايد مورد تعقيب قرارگرفته و دستگير شود. در جنگ بدر «حجّاج بن حارث بن سعد» كه بهدست عبدالرحمان بن عوف اسير شده بود گريخت، ليكن دوباره توسط «ابوداوود مازنى» اسير شد. «١» حال، اين سؤال مطرح مىشود كه اسير فرارى را مىتوان كشت يا فقط بايد او را دستگير كرد؟
از يك نقل تاريخى استفاده مىشود كه كشتن اسير فرارى، جايز است، چنان كه دستگير كردن و نگهدارى آن تا تعيين تكليف از جهت «منّ و فداء» نيز جايز است.
سهيل بن عمرو كه در بدر اسير شده بود، در ميانه راه (در محلّى بين سقيا و ملل) فرار كرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و مسلمانها به تعقيب او پرداختند. پيامبر فرمود:
هر كس او را يافت، بكشد. از اتّفاق خود آن حضرت وى را يافت، ليكن او را نكشت، بلكه دستور داد تا رسيدن به مدينه دستهايش را به گردنش بستند. «٢» چون اين نقل تاريخى از نظر فقه نمىتواند دليل باشد به علاوه احتمال دارد اسراى بدر احكام مخصوصى داشتهاند كه شامل ديگر اسراء نشود، «٣» از اين رو، در صورت امكان، احتياط دستگير كردن دوباره اسير است، نه كشتن او.
اگر اسير بعداز پايانجنگ گرفتارشود، جايزنيست او را بكشد مگراينكه فراركند ياتساهل نمايد، بطورىكه خوف اين باشد كه به دشمن بپيوندد؛ در اين صورت كشتن او جايز است. «٤»