اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
اين موارد نمونهاى از فعاليّتهاى اين دو بر ضد اسلام بود. آنها با اينكه به حقّانيت اسلام پى برده بودند، از روى عناد و سركشى نه تنها از پذيرش اسلام امتناع مىكردند، بلكه تلاش همه جانبهاى براى جلوگيرى از گسترش و نفوذ اسلام داشتند، بنابراين چاره كار اين دو جز شمشير نبود. علاوه بر اين، در مورد اسراى قريش در بدر به طور كلّى و دستور قتل ايشان بحثى مطرح است كه در پايان كتاب به آن اشاره خواهيم كرد.
درباره اسراى بنىقريظه نيز كه ششصد يا هفتصد مرد بودند «١» و همه ايشان (جز يكى دونفر) به قتل رسيدند، بايد گفت: علّت آن رضايت خودشان به قضاوت سعد بن معاذ بود كه او هم نه به دلخواه، بلكه بر مبناى كتاب مقدّس يهود يعنى تورات حكم كرد، چرا كه با يهود همپيمان بود و از آيين ايشان اطلاع داشت. متن تورات در اين زمينه به شرح زير است:
«چون بشهرى نزديك آئى تا با آن جنگ نمائى آنرا براى صلح ندا بكن* و اگر ترا جواب صلح بدهد و دروازها را براى تو بگشايد آنگاه تمامى قومى كه در آن يافت شوند به تو جزيه دهند و ترا خدمت نمايند* و اگر با تو صلح نكرده با تو جنگ نمايند پس آنرا محاصره كن* و چون يَهُوَه خدايت آنرا بدست تو بسپارد جميع ذكورانشرا بدم شمشير بكش* ليكن زنان و بهايم و آنچه در شهر باشد يعنى تمامى غنيمتش را براى خود به تاراج ببر و غنايم دشمنان خود را كه يَهُوَه خدايت بتو دهد بخور* بهمه شهرهائيكه از تو بسيار دورند كه از شهرهاى اين امّتها نباشند چنين رفتار نما* امّا از شهرهاى اين امّتهايى كه يَهُوَه خدايت ترا به ملكيّت مىدهد هيچ ذى نفس را زنده مگذار*» «٢»