اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦

و مسلمانان همواره در مبارزه و پيكار با دشمنان مختلف به سر مى‌بردند و قهراً عدّه‌اى از آنها به چنگ دشمن افتاده و به بردگى كشانده مى‌شدند، چاره‌اى جز مقابله به مثل و استرقاق اسيران (هر چند در مواردى معدود) وجود نداشت. «١» د. كشتن اسير اغلب علماى شيعه معتقدند، كشتن اسيرى كه پس از پايان جنگ (و حصول پيروزى) به اسارت در آمده است، جايز نيست. فاضل مقداد مى‌گويد: منقول از اهل بيت عليهم السلام اين است كه اگر اسير در حال برپايى جنگ گرفتار شد بايد كشته شود و اگر بعدا ز پايان جنگ اسير شد امام عليه‌السلام ميان «من، فداء و استرقاق» مخيّر است و كشتن جايز نيست. «٢» صاحب جواهر مى‌نويسد: آيه شريفه در ممنوعيت قتل بعد از پيروزى، ظهور دارد. «٣» بيشتر فقهاى اهل سنّت «٤» و برخى از علماى شيعه «٥» قتل اسير را جايز مى‌شمارند؛ و در مراجعه به تاريخ اسلام هم در برخى موارد مشاهده مى‌كنيم كه اسير به قتل رسيده است. اين موارد به شرح زير مى‌باشد:
١. قتل ابوعزّه شاعر كه داستان او پيشتر بيان شد.
٢. زنى از يهود كه سنگ آسيايى بر سر خلّاد بن سويد انصارى انداخت و او را كشت و بدين جهت او را نيز در رديف مردان بنى قريظه آوردند و گردن زدند. «٦»