اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
و در مورد ديگر زن اسيرى از قبيله بنى فزاره با تعدادى از مسلمانان كه به اسارت دشمن در آمده بودند، مبادله شد. «١» ج. استرقاق (بردهگيرى)
در مورد اسراء، غير از مسأله «منّ» و «فداء» كه در آيه ياد شده به آن اشاره شده، مسألهاى به نام استرقاق (بردهگيرى) نيز در روايات و فقه اسلامى مطرح مىباشد، يعنى يكى ديگر از تصميماتى كه ممكن است در مورد اسير اجرا شود، برده گرفتن اوست؛ طبق فتواى فقهاى شيعه، پيشواى مسلمين اختيار دارد يكى از اين سه مورد: «منّ»، «فداء» و «استرقاق» را درباره اسير انتخاب كند.
در ادامه حديثى كه پيشتر از امام صادق عليهالسلام نقل كرديم چنين آمده است:
«وَ الْامامُ فيهِ بِالْخِيارِ انْ شاءَ مَنَّ عَلَيْهِمْ فَارْسَلَهُمْ وَ انْ شاءَ فِداهُمْ [فاداهُمْ] وَ انْ شاءَ اسْتَعْبَدَهُمْ فَصارُوا عَبيداً» «٢» امام اختيار دارد، اگر خواست منت گزارد و اسراء را آزاد كند و اگر خواست فديه از ايشان بگيرد و اگر خواست استرقاق كند، پس برده شوند.
تذكّر: چنان كه ملاحظه مىشود، در آيه شريفه مسأله استرقاق وجود ندارد «٣»، بلكه مقتضاى ظاهر آيه چنان كه صاحب جواهر مىفرمايد: عدم جوازقتل و عدم جواز استرقاق است، ليكن استرقاق با سنّت ثابت شده است. «٤» از اينرو برخى احتمال دادهاند كه بردهگيرى در زمره دستورات اوليّه اسلام نبوده بلكه گاهى به حكم ضرورت زمان بدان عمل مىشده است؛ زيرا در زمانى كه استرقاق جزء حقوق مسلّم فاتحين به شمار مىآمد