اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤

متفرق گشتند، باز اسير گفت: اعراب كه پراكنده شدند، چرا مرا نگاه داشته‌ايد؟
على عليه‌السلام فرمود: هنوز به لشكرگاه ايشان نرسيده‌ايم و چون به لشكرگاه بنى سعد دست يافتند، اسير را رها كردند. «١» مورد ديگر سريه عكّاشة بن محِصَن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را همراه چهل مرد به سوى «غَمْر» فرستاد. دشمن از آمدن مسلمانان با خبر شده و گريختند، امّا ديده‌بانى از ايشان كه شب تا صبح بيدار بوده و آنگاه خفته بود، در خواب دستگير شد و چون با مسلمانان همكارى كرد او را امان داده سپس آزاد كردند. «٢» ٤. مبادله اسرا:
يكى از اقسام «فداء» مبادله اسير با اسير مى‌باشد. عمرو پسر ابوسفيان در بدر اسير شد، ابوسفيان فديه‌اى براى آزادى فرزندش نپرداخت و گفت بگذاريد تا وقتى كه مى‌خواهند او را نگهدارند؛ در اين اوان سعد بن نعمان كه قبيله بنى عمرو بن عوف بود، براى اداى مناسك عمره عازم مكّه شد. قريش از پيش متعهّد شده بودند كه متعرّض زوّار خانه خدا نشوند، امّا ابوسفيان قانون شكنى كرد و سعد بن نعمان را به جاى فرزندش به گروگان گرفت. قبيله بنى عمرو بن عوف از رسول خدا صلى الله عليه و آله درخواست كردند كه فرزند ابوسفيان را به ايشان واگذارد تا بدين وسيله موجبات آزادى سعد بن نعمان را فراهم كنند. رسول خدا صلى الله عليه و آله عمرو را در اختيار ايشان گذاشت و آنها او را به نزد ابوسفيان فرستادند و در نتيجه سعد بن نعمان آزاد شد. «٣» و نيز قبيله ثقيف دو نفر از مسلمانان را اسير گرفته بود؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله آن دو نفر را با اسيرى كه در اختيار مسلمانان بود، مبادله كرد. «٤»