اسلام و اسير

اسلام و اسير - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١

خاطرمان آسوده نگردد، رهايت نمى‌كنيم؛ تا آنكه مسلمانان با حمله‌اى ديگر نيروى دشمن را متفرق كردند. آن مرد گفت: حالا ديگر رهايم سازيد.
اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: هنوز به لشكرگاه دشمن نرسيده‌ايم.
سپس با تهاجمى ديگر، لشكرگاه دشمن فتح شد، آن گاه او را رها كردند. «١» ب. اسيرگرفتن در بحبوحه جنگ‌ از آيات شريفه، احاديث معصومين عليهم السلام و فتاواى فقهاى عظام استفاده مى‌شود كه هنگام جنگ با كفار تا هنگامى كه نشانه‌هاى پيروزى و غلبه بر دشمن آشكار نشده است، گرفتن اسير جايز نيست، بلكه بايد با قاطعيت تمام به قلع و قمع دشمنان پرداخت و اگر احياناً فرد يا گروهى از دشمن در بحبوحه جنگ گرفتار شدند، حكم آنان مرگ است.
خداوند سبحان مى‌فرمايد:
«ما كانَ لِنَبِىٍّ انْ يَكُونَ لَهُ اسْرى‌ حَتَّى يُثْخِنَ فِى الْارْضِ تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَاللَّهُ يُريدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ» «٢» هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى (از دشمن) بگيرد تا كاملًا بر آنها پيروز گردد (و جاى پاى خود را در زمين محكم كند). شما متاع ناپايدار دنيا را مى‌خواهيد، ولى خداوند سراى ديگر را (براى شما) مى‌خواهد و خداوند قادر و حكيم است.
از امام صادق عليه السلام روايت شده است:
«اذا كانَتِ الْحَرْبُ قائِمَةً لَمْ تَضَعْ اوْزارَها وَ لَمْ يُثْخَنُ اهْلُها فَكُلُّ اسيرٍ اخِذَ فى‌ تِلْكَ الْحالِ فَانَّ الْامامَ فيهِ بِالْخِيارِ انْ شاءَ ضَرَبَ عُنُقَهُ وَ انْ شاءَ قَطَعَ يَدَهُ وَ رِجْلَهُ مِنْ خِلافٍ بِغَيْرِ حَسْمٍ وَ تَرَكَهُ يَتَشَحَّطُ فى‌ دَمِهِ حَتَّى يَمُوتَ ...» «٣»