ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - ماه صيام، ماه عشق
دنيا نقش است و خالق دادار، نقاش و صائمين اين ناظران واقعى نقش، راه رسيدن به نقاش را مىجويند و خود را بومى مىدانند در دست نقاش. نقاشى كه قلم در خلق ابداع زيبايىها مىزند و بدان دم مسيحايى مىبخشد.
مرزوقين در ماه مبارك صيام كه با تيغ صائمى روح خويش را حجامت نمودهاند و بر زمانه غدّار پشت نموده، عشق را مىجويند، چه زيبا مقام مىيابند و رمضانى مىشوند.
حضور بر خوان گسترده ماه صيام شرايط تشرّف دارد و چهار تكبير زدن.
شرايط تشرّف، تعبّد و بندگى است و جامه زيباى احرام را كسوت خويش ساختن و چهار تكبير زدن، مهزوم ساختن عفريت نفس و صيانت از آن تا بدان جا كه قابض الارواح در رسد و هادم اللذّات را با خود به ارمغان آورد. عالم وجود در ذكر مذكور، مذكور در ذكر ذاكر، چون اين ماه، ماه ذاكر و مذكور است و اين بشارت است از خالق (همانا مذكور) كه هر آينه ذاكر به ذكر مذكور پردازد، مذكور نيز ذكر ذاكر گويد و او را در انجام اعمالش يارى رساند.
چون هر پگاه از ماه عشق در مىرسد، ذاكرين با نجواى روحبخش سحر و اذان صبح خود را ملبس به جامه روزهدار ساخته، بر مركب تقوى سوار مىشوند تا خود را به خوان گسترده رمضان برسانند. خوانى كه جلوس در گوشه گوشه آن خواهش دل است و نهايت آرزوى اتقيا.
بر روى مقام يافتگان رمضان، باب تناول از مائدههاى جنّت گشوده مىشود و رهايى از صفير تن را با خود به ارمغان مىآورد.
آنجا كه مدعوين رمضان در التذاذند، دلستان است و دلستان را محضرى است بَلَد القدسيّه كه مدعوين آن در تنعّم كامل، از بلاد مضايق دنيوى گذشته و بىهيچ دغدغه و آزردگى خاطر در آن ساكن گشتهاند.
خيل ياران در راهند تا با پاى نهادن به وادى ظهر بر گلدستههاى اذان آن، بوسه زده و با طاهر گشتن و عنبرين ساختن دل از عطر خوش روزه، مهياى مجالست و محاورت با يگانه صاحب اين ضيافت گردند.
روح، مشتعل از حسرت وصال است و واصلين در شهر رمضان غوطهور در بستر حريرگون وصلت، كوهى از رشك و حسد را از كرده گناهآلود خويش رها ساخته و پاى به بلاد مقدّس رمضان مىگذارد تا وصال يابند.
مؤذن با بلند ساختن بانگ اذان، رمضانيان را به سوى خويشتن خويش فرا خوانده، به گشودن افطار دعوت مىنمايد.
الهى، اى كه بر فقر ايمانم پرده پوشاندى و همچون ديگر مدعوين مقرّب درگاهت، منّت گذاردى تا از خوان گستردهات اطعام يابم و در راه رمضانىشدن ساعى گردم، پيشانى سپاس بر سجدهگاه دل فرود آورده، چشمان را در راه رؤيت آيات بيكرانت از اشك شوق و حسرت تطهير نموده، اشكبار مىسازم.
پس تو را به اين چشمان اشكبار در راه تحصيل اين ضيافت بيكران سوگند مىدهم كه از گناهانم درگذرى و مرا نيز ملبس به جامه زيباى واصلين نموده، روزه دارم بخوانى.
اى ساقى عشق، درب خمخانه رمضانىات بگشاى و از باده شيرين آن نيز طرب را براى اين راكب كه مركب خويش گم كرده است به ارمغان آر.