ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - آخرين پيام
آخرين پيام
اشاره:
نوزدهم ماه رمضان، مصادف با ضربت خوردن مولاى متقيان و اميرمؤمنان (ع) است. يگانه مردى كه دشمنانش اقرار به فضايلش داشتند و به گفته آن مسيحى، عدالتش موجب شهادتش در محراب عبادت گرديد. به همين مناسبت، در اينجا آخرين خطبه آن مولا را به حضورتان تقديم مىكنيم. باشد كه مقبول نظر آن حضرت قرار گيرد.
در كتاب معانى الاخبار از امام باقر (ع) چنين روايت شده است:
اميرمؤمنان على (ع) پس از پايان جنگ نهروان به شهر كوفه بازگشتند. در اين هنگام به حضرتش گزارش دادند كه معاويه (با گستاخى و بىشرمى) آن حضرت را لعن نموده، دشنام مىدهد، و يارانش را به قتل مىرساند. حضرت على (ع) به پا خاست و خطبه غرّايى آغاز فرمود: پس خداى را ستايش نمود و بر او ثنا خواند و بر پيامبر خدا (ص) درود فرستاد و شمّهاى از نعمتهايى را كه خداوند بر پيامبرش و بر او ارزانى داشته، برشمرد. آنگاه چنين فرمود:
اگر اين آيه شريف در قرآن نبود كه مىفرمايد: «نعمت پروردگارت را بازگو كن»[١] افتخارات و عناياتى را كه خداوند به من داده، بيان نمىكردم؛ ولى بنا به علّت اين فرمايش خداوند، سخن آغاز مىنمايم و مىگويم:
خداوندا! تو را بر نعمتهاى بىشمار، و فضل بىكران و فراموش نشدنىات سپاسگزارم.
اى مردم! به من رسيده آنچه كه رسيده و من اجلم را نزديك مىبينم. گويى هنوز كه در ميان شما هستم، به راستى كه شأن مرا از ياد بردهايد. من از ميان شما مىروم و آنچه را رسول خدا (ص) براى شما به يادگار گذاشت، من نيز آن را به يادگار مىگذارم: كتاب خدا و خاندان و عترتم. آنان همان عترت خاتم پيامبران، آقاى برگزيدگان و پيامبر برگزيده هستند كه هدايتگران به سوى نجاتند.
اى مردم! شايد پس از اين ديگر از گويندهاى گفتار مرا نشنويد جز آنكه دروغگو و افترا زننده باشد. من برادر رسول خدا (ص) و پسر عموى او هستم، من شمشير خشم و كيفر اويم، من ستون خيمه يارى او در هنگام ترس و شدّت و سختى هستم.
من همچون سنگ آسياب جهنّم[٢] در برابر دشمنان و دندانهاى خردكننده آن بودم، من پسران و دختران آنان را يتيم مىگذاشتم، من جان آنان را مىگرفتم[٣]، و من همان عذاب سخت شديد خداوند بودم كه از گروه ستمكاران فرو گذاشته نخواهد شد.
منم كه پشت پهوانان را به خاك ماليدم و سواران آنها را بر زمين انداخته، به هلاكت رساندم، و هر كه به خداى رحمان كفر مىورزيد، نابودش نمودم. منم داماد بهترين مردم، منم سرور جانشينان پيامبران و جانشين برترين پيامبران، منم دروازه شهر علم، خزانهدار علم رسول خدا (ص) و وارث او. منم همسر بتول، بانوى بانوان جهانيان، حضرت فاطمه (س)، آن بانوى پرهيزكار، برگزيده، نيكوكار و هدايتگر، حبيبه حبيب خدا و برترين دختران او از سلاله او و ريحانه و گل خوشبوى رسول خدا (ص)، دو نواده او بهترين نوادگان هستند كه هر دو فرزند مناند كه آنان شايستهترين فرزندان هستند. آيا در ميان شما كسى هست كه آنچه را گفتم قبول نداشته باشد؟!
كجايند مسلمانان اهل كتاب و اديان گذشته (تا به شما