ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - ولايت مولا
ولايت مولا
سخنرانى منتشر نشده از مرحوم علّامه امينى (ره)
«ولايت» در بيان قرآن كريم، اولًا و بالذات، از آن مقام مقدس حضرت احديت است. خداوند متعال اولى به نفس همه مخلوقات است و تمام موجودات تسبيح گوى اويند. هركس به زبان خودش «لا إله الّا الله» مى گويد.
ولايت مطلقه اى كه در تعابير مختلف قرآن كريم آمده، از آن بشرى است كه عالم در پرتو آن وجود مقدس آفريده شده، و علت غايى همه موجودات، به شمار مى ايد. در هر ذره اى كه در كون و مكان، و آسمان ها و زمين آفريده شده، رشحات رحمت وجود اقدس آن انسان كمال يافته مى شود. وجودى كه علت آفرينش همه انسان ها، افلاك و املاك است و آسمان ها و زمين در پرتو وجود او آفريده شده اند. همو كه خداوند او را به «لولاك لما خلقت الأفلاك؛ اگر تو نبودى، افلاك را نمى آفريديم» و «خلقتك لأجلى و خلقت الخلق لك؛ تو را براى خودم و ديگر مخلوقات را براى تو آفريدم.» مفتخر نمود. همان وجود مقدسى كه وقتى ملائك آفريده شدند شناختش را با شناخت خداوند متعال عجين ديدند. حضرت آدم (ع) نيز وقتى در اولين لحظات پس از خلقت، چشمانش را باز نمود اول چيزى كه ديد نور، آن وجود مقدس بود.
اين وجود مقدس اولى به نفس جميع موجودات، و ولايت او ولايت الله است. دوستى و ولايت او بر همه واجب است و مقرون به دوستى خدا. طاعت و بيعت او طاعت و بيعت خداست. نه تنها شناخت او شناخت خداست كه در ابتدا بايد خداشناس بود تا بتوان نبى شناس شد. پس از طى اين دو مرحله نيز مى توان امام را شناخت:
اللّهم عرّفنى نفسك فإنّك إن لم تعرّفنى نفسك لم أعرف نبيك؛
خدايا خودت را به من بشناسان، كه اگر خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نخواهم شناخت؛
اللّهم عرّفنى رسولك فإنّك إن لم تعرّفنى رسولك لم أعرف حجتّك؛
خدايا رسولت را به من بشناسان كه اگر رسولت را به من نشناسانى، حجتت را نخواهم شناخت؛
اللّهم عرّفنى حجتّك فإنّك إن لم تعرّفنى حجتّك ضللت عن دينى.
خدايا حجتت را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناسانى، در دينم گمراه مى شوم.
بر اين اساس بايد اول خدا و قدرت او، اراده، علم، جود، كرم، صفات جلال، جمال، همه صفات رحمت، عظمت، جود، جبروتش را شناخت، و پس از آن به سراغ درك اين معنا برويم كه ولى مطلق ما- پيامبر اكرم (ص)- افضل رسل، كامل ترين انسان ها، خلق اول و اينه جمال و كمال حضرت احديت است.
اگر بنا بود ما از طريق بشرى به پيامبر و امام و خدا معرفت پيدا كنيم، محصول عملمان عبث و بيهوده بود و اعتقاداتى خلاف واقع پيدا مى كرديم. بشر قابليت آن را ندارد كه معيار و ميزان امور شود. انسان همان موجودى