ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و يكم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
عهد گرگى، عهد قوچى
٢ ص
(٤)
گلبانگ
٤ ص
(٥)
آيه هاى شكوه
٤ ص
(٦)
براى غدير
٤ ص
(٧)
بركه سرشار هدايت
٥ ص
(٨)
از ميان خبرها
٦ ص
(٩)
بيانيه رسمى واتيكان عليه كنفرانس هولوكاست تهران
٦ ص
(١٠)
فراخوان جهانى علماى وهابى و اعلام جهاد عليه شيعيان
٦ ص
(١١)
كارتر رژيم صهيونيستى را به رژيم آپارتايد تشبيه كرد
٧ ص
(١٢)
ترفند جديد اسرائيل براى نفوذ در ميان مسلمانان اندونزى
٧ ص
(١٣)
ولايت مولا
٨ ص
(١٤)
فضايل عترت در حديث ثقلين
١٢ ص
(١٥)
اعلام ولايت
١٤ ص
(١٦)
معرفى كتاب
١٩ ص
(١٧)
اسرار امامت
٢٠ ص
(١٨)
ظاهر و باطن
٢٠ ص
(١٩)
نسبى بودن ظاهر و باطن
٢٠ ص
(٢٠)
مصاديق ظاهر و باطن
٢١ ص
(٢١)
1 خداوند متعال
٢١ ص
(٢٢)
2 قرآن كريم
٢١ ص
(٢٣)
3 امامان (ع)
٢١ ص
(٢٤)
4 حيات دنيا
٢٢ ص
(٢٥)
5 اعمال ناشايست
٢٢ ص
(٢٦)
6 علوم ربانى و احكام شرعى
٢٢ ص
(٢٧)
حاملان اسرار
٢٢ ص
(٢٨)
1 خداوند متعال
٢٢ ص
(٢٩)
2 امامان (ع)
٢٢ ص
(٣٠)
3 پيامبران و فرشتگان
٢٣ ص
(٣١)
4 شيعيان خاص
٢٣ ص
(٣٢)
تحمل اسرار
٢٣ ص
(٣٣)
تسليم بودن به اسرار امامت
٢٤ ص
(٣٤)
آشكار شدن اسرار در عصر ظهور
٢٤ ص
(٣٥)
اميد ديدار
٢٥ ص
(٣٦)
كلمه طيبه اهل بيت (ع)
٢٦ ص
(٣٧)
اهل بيت (ع) مخزن علم الهى
٢٦ ص
(٣٨)
معجزه توسل
٢٨ ص
(٣٩)
تقديم به او
٣٢ ص
(٤٠)
ويژه نامه موعود نوجوان شماره نهم
٣٣ ص
(٤١)
منتخبى از دعاى عرفه امام سجاد (ع)
٣٤ ص
(٤٢)
برگى از زندگى علامه طباطبايى
٣٥ ص
(٤٣)
ده گام تا امام زمان (عج)
٣٦ ص
(٤٤)
نسيم
٣٨ ص
(٤٥)
على نگين هستى
٣٨ ص
(٤٦)
پرستون كلارك
٣٨ ص
(٤٧)
مهمان
٣٩ ص
(٤٨)
اين جا مردى ايستاده است
٤١ ص
(٤٩)
عيد قربان
٤٢ ص
(٥٠)
آداب مسلمانى- 1
٤٣ ص
(٥١)
ردپا
٤٤ ص
(٥٢)
ايّام حج
٤٥ ص
(٥٣)
نقطه، ته خط (حرف هاى دم رفتن)
٤٧ ص
(٥٤)
شكوفه
٤٨ ص
(٥٥)
سنت هاى نيكو
٤٩ ص
(٥٦)
خاطرات يك جاسوس
٥٠ ص
(٥٧)
نماز اوّل وقت
٥٣ ص
(٥٨)
ما، خدا و اهل بيت (ع)
٥٨ ص
(٥٩)
اطيب البيان
٦٠ ص
(٦٠)
اطيب البيان، تفسيرى به امر و امضاى امام زمان (ع)
٦٠ ص
(٦١)
پذيرش مسئوليّت نه داعيّه مرجعيّت
٦١ ص
(٦٢)
رؤياى دوم، امضاى امام زمان (ع)
٦٢ ص
(٦٣)
پرسش شما و پاسخ موعود
٦٣ ص
(٦٤)
سيره حكومتى
٦٨ ص
(٦٥)
1 بذل و بخشش فراوان
٦٨ ص
(٦٦)
2 بخشش بدون شمارش
٦٩ ص
(٦٧)
3 محبت نسبت به مساكين
٦٩ ص
(٦٨)
4 سخت گيرى بر كارگزاران و ترحم بر مساكين
٦٩ ص
(٦٩)
5 برگرداندن حقوق غصب شده مظلومين
٦٩ ص
(٧٠)
مرورى بر خطبه غدير
٦٩ ص
(٧١)
عهد گرفته شده
٦٩ ص
(٧٢)
فرازهاى خطبه غدير
٧٢ ص
(٧٣)
1 حمد و ثناى الهى
٧٢ ص
(٧٤)
2 ذكر فرمان الهى
٧٢ ص
(٧٥)
3 اعلام رسمى ولايت و امامت دوازده امام (ع)
٧٢ ص
(٧٦)
4 بلند كردن امير المؤمنين (ع)
٧٣ ص
(٧٧)
5 تأكيد بر مسئله امامت
٧٣ ص
(٧٨)
6 كارشكنى منافقان
٧٣ ص
(٧٩)
7 دوستان و دشمنان اهل بيت (ع)
٧٤ ص
(٨٠)
8 معرفى حضرت مهدى (عج)
٧٤ ص
(٨١)
9 آماده كردن مردم براى بيعت
٧٤ ص
(٨٢)
10 بيان حلال و حرام و واجبات الهى
٧٤ ص
(٨٣)
11 بيعت گرفتن رسمى
٧٥ ص
(٨٤)
زنان اروپايى و گرايش به اسلام
٧٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - ٢ امامان (ع)

زهرا (س) اسرار ويژه اى وجود دارد؛ سرى در خلقت ايشان از طعام بهشتى، سرى در حمل حضرت در شكم مادر، سرى در ازدواج با امام اميرالمؤمنين على (ع)، سرى در ولادت دو امام همام حسنين (ع) توسط آن حضرت، و سرّى در شهادت و تدفين آن حضرت. از اين جاست كه در دعا مى خوانيم:

اللّهمّ إنّى اسألك بحقّ فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها و السرّ السمتودع فيها.[١]

خداوندا از تو درخواست مى كنم به حق فاطمه و پدرش، شوهر و فرزندانش و آن سرّ به وديعت نهاده شده در او.

٤. حيات دنيا:

خداوند متعال فرموده است:

يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ.[٢]

از زندگى دنيا، ظاهرى را مى شناسند، و حال آن كه از آخرت غافل اند.

بر اساس اين آيه كريمه و آيات نظير اين، حيات دنيا داراى ظاهر و باطن درك مى شود، كه گروهى ظاهر آن را وجهه نظر قرار مى دهند و برخى باطن آن- عالم آخرت- را.

٥. اعمال ناشايست:

قرآن كريم مى فرمايد:

قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ.[٣]

بگو: پروردگار من فقط زشت كارى ها را- چه آشكارش [باشد] و چه پنهان- و گناه و ستم ناحقّ را حرام گردانيده است؛ و [نيز] اين كه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر [حقانيت‌] آن نازل نكرده؛ و اين كه چيزى را كه نمى دانيد به خدا نسبت دهيد.

در اين آيه كريمه اعمال ناشايست- فواحش- داراى ظاهر و باطن معرفى شده است.

٦. علوم ربانى و احكام شرعى:

معارف الهى و احكام شرعى داراى ظاهرى است كه اكثر انسان ها آن را در مى يابند. اما باطن و اسرار آن را جز كسانى كه خداوند متعال ايشان را برگزيده باشد، نمى توانند درك كنند. «سيد عبدالله بشير» بيان مى كند:

غير از آن چه از علوم رسمى و احكام ظاهرى، در اختيار ماست، علوم ربانى، اسرارى ملكوتى و حقايقى مخفى وجود دارد، كه دست يافتن بدان صعب است و فحول علما از رسيدن به كنه آن عاجزاند. به همين سبب اكثر انسان ها به وسيله ظواهر آشكار مخاطب قرار گرفته اند، نه اسرار و غوامض پوشيده. تنها گروه محدودى به اشراف بر آن علوم اختصاص يافته اند، چنان چه اگر غير از اهلش آن را بشنوند، به شدت انكار مى كنند اما معترض اندك بودن فهم هايشان نمى شوند. خداوند متعال انسان ها را تنها به قدر آن چه از عقول به آنان عطا نموده، مكلف ساخته و مخاطب فرموده است. در اين باب استناد به داستان موسى و خضر در قرآن كفايت مى كند، چنان چه موسى (ع) قتل غلام، سوراخ كردن كشتى و بازسازى ديوار را توسط خضر به دليل مخالفت با ظاهر شريعت نپذيرفت در حالى كه حق با خضر بود، به دليل موافقت آن با حقيقت.[٤]

فهم اين معنا از علوم باطنى، حل بسيارى از اشكالاتى را كه درباره دوران حيات امامان (ع) مطرح مى شود، آسان مى سازد. اشكالاتى نظير خارج شدن امام على (ع) در شب شهادتش به سوى مسجد با دارا بودن علم به شهادت، هم چنين خارج شدن امام حسين (ع) به كربلا، و ميل نمودن امام رضا (ع) از انگورى كه به ايشان تعارف شد در حالى كه مى دانستند مسموم است. همه اين [رفتار] ها حمل بر علم باطنى مى گردد كه تغييرناپذير است.

حاملان اسرار

درباره حمل كنندگان اسرار مى توان موارد زير را نام برد:

١. خداوند متعال:

نزد خداى تعالى اسرارى است كه آن را براى هيچ يك از مخلوقاتش- در هر درجه و مرتبه اى كه باشند- آشكار نمى سازد. و بر اين مبناست كه گفته شده: «ربوبيت را سرّى است كه چنان چه آشكار شود، ربوبيت باطل مى گردد».

٢. امامان (ع):

نزد ائمه اطهار (ع) اسرارى از خداوند متعال موجود است كه به غير ايشان داده نمى شود و آن به دليل عدم قدرت ديگران نسبت به تحمل آن است. از اين رو در «زيارت جامعه كبيره» از حضرت امام هادى (ع) روايت شده است كه فرمودند:

[شما] حافظان سرّ الهى هستيد ... [خداوند] شما را با علم خود خالص نمود و براى سرّ خويش برگزيد.

از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمودند: خداوند سر خود را به جبرئيل سپرد و جبرئيل آن را به محمد (ص) و آن حضرت آن را به على (ع) و على (ع) آن را به كسانى كه مى بايد، يكى پس از ديگرى سپرد.[٥]