ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - پرسش شما و پاسخ موعود
پرسش شما و پاسخ موعود
اشاره:
اين صفحه اختصاص به طرح پرسشها، شبهات و مسائلى داردكه براى شما عزيزان مطرح شده و يا در محيط خانواده، مدرسه، دانشگاه يا محل كار شما از آنها صحبت به ميان آمده است؛ چه در موضوع مهدويت و چه در ساير زمينههاى اعتقادى و اخلاقى.
پس دست به كار شويد واز همين حالا پرسشهاى خود را با ما در ميان بگذاريد. ما هم سعى مىكنيم پاسخهاى مناسبى به آنها بدهيم.
همان طوركه مستحضريد پس از انتهاى هر سخنرانيدر سلسله نشستهاى ماهانه فرهنگ مهدوى، پرسشهاى حاضران با سخنران جلسه طرح مىشود.
در اين شماره سؤالاتى كه در پنجمين نشست با عنوان «معرفت امام عصر (ع)» و با حضور حجتالاسلام و المسلمين سيد محمدمهدى ميرباقرى طرح شده است، تقديم شما عزيزان مىشود.
\* چگونه مى توان به ولايت معصومين (ع) دست پيدا كرد؟
بايد در نظر داشته باشيم كه معرفت هم درجات دارد و هم مراحل.
يك مرحله آن، از عوالم قبل از دنيا شروع شده است. بنابر روايات در عالم گذشته انسان با خداوند عهدى بسته كه اگر الآن آن را فراموش كرده باشد، دليل بر نبودن آن نيست. حتماً اين آيه قرآن را ملاحظه كرده ايد كه مى فرمايد:
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً.[١]
و اگر مردم در راه درست، پايدارى ورزند، قطعاً آب گوارايى بديشان نوشانيم
خيلى خلاصه عرض مى كنم عطشى كه در اين جا مطرح است همان عطشى است كه در دعاى ندبه عرضه مى داريم:
و اسقنا من حوض جدّه صلّى الله عليه و آله بكأسه و بيده ريّاً رويّاً هنيئاً سائغاً لاظمأ بعده.
و به ما بنوشان از حوض جدّش- صلّى الله عليه و آله- به جام و به دست او، سير و سيراب و گوارا كه تشنگى نباشد بعد از آن.
اين عطش، همان عطش معرفت به توحيد است كه از طريق ولايت ولى الله به دست مى آيد. در روايات آمده كه اگر انسان ها در عالم ميثاق، عهد را مى پذيرفتند، سرشتشان را با آب فرات تركيب مى كرديم. من گمان مى كنم منظور از آب فرات همان «مقام ولايت» است.
باز در روايات آيه بالا را اين جور تفسير كرده اند كه «اگر مردم بر ولايت اميرالمؤمنين (ع) و ديگر اولياى دين (ع) مى ايستادند و از امر و نهى آن ها تبعيت مى نمودند سرآغاز مى شد براى آن كه معرفت به انسان داده شود»؛ يعنى اين معرفت دادنى است نه گرفتنى. شما اواخر كتاب توحيد اصول كافى را ببينيد روايت شده كه فرموده اند: «معرفت، صنع الله است و كسى در آن دخالت ندارد. وقتى هم معرفت نزد كسى آمد بايد از قبول آن ابا نكند». بر همين اساس، ما بايد دستوراتى را كه به ما داده اند بپذيريم و اطاعت كنيم. بعد از استقامتى كه از ما ديده بشود، معرفت را عطا مى كنند.
روايت مى فرمايد: «اگر مردم بر طريقه اهل بيت (ع) استقامت مى ورزيدند و امر و نهى ها را اطاعت مى كردند، ما قلبشان را از ايمان سيراب مى كرديم. انوار ايمان و معرفت را بر آن مى تابانديم. آن ها را از معارف بزرگى كه از آستان ائمه (ع) جارى مى شود، برخوردار مى كرديم. آن ها به چشمه علم امام متصل مى شدند و قلوبشان را از سرچشمه علم امام سيراب مى كرديم ... خلاصه اين كه اصل معرفت از طرف عنايت مى شود همان طور كه در روايت ديگرى فرموده اند: «انوار ولايت بايد بر قلوب نازل شود.»
در كافى و ديگر منابع روايتى نورانى از امام رضا (ع) نقل شده كه فرمودند: «امام همانند خورشيدى در بالاست. هيچ چشم و دستى نمى تواند خورشيد را شكار كند.» وقتى ما گام هايمان را در مسير تنزل آن نور در قلب خود برداريم، اگر نور امام در قلب ما نزول كرد، آن گاه «نور امام در قلب مؤمن از نور خورشيد در روز روشن تر است». آن زمان