ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - فضايل عترت در حديث ثقلين
فضايل عترت در حديث ثقلين
علامه سيّد محمدحسن ميرجهانى (ره)
خداوند عزوجل در سوره توبه، آيه ١٢٩ مى فرمايد:
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ.
محققاً براى شما پيغمبرى آمد از خود شما، كه سخت است براى او رنج كشيدن شما، حريص است بر هدايت و نجات دادن شما از هرگونه رنجى كه بر شما برسد، رئوف و مهربان است بر اهل ايمان.
از آن جايى كه همّ اين پيغمبر رحمت (ص) در دوره رسالت خود به تمام معنى، مصروف بر اين بود كه امت خود را از جهالت و نادانى نجات دهد و ايشان را به راه حق، سعادت و ايمان به خدا راهنمايى كند، و بر راهنمايى ايشان و تأمين سعادت دو جهانى بر ايشان حريص بود و همواره تا وقت رحلت خود غمخوار امت بود؛ لذا پيش از مردن و رفتن به جوار رحمت الهى به امر و اختيار خدا، جانشين ها و حافظ هايى براى دين و شريعت خود به مردمان معرفى فرمود، كه غير از نبوت و پيغمبرى، همه صفات و فضايل و علوم و كمالات آن حضرت در ايشان جمع بود تا هر كدام بعد از ديگرى- تا قيام قيامت- هادى و راهنماى مردم و حافظ دين، كتاب و سنت آن حضرت و مبين آن ها باشند و به صداى رسا و زبان معجز بيان خود به جهانيان گوشزد فرمود كه:
إنّى تاركٌ فيكم الثّقلين كتاب الله و عترتى لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ما إن تمسّكتم بهما لن تضّلوا و لن تزّلوا.
من در ميان شما امت دو چيز نفيس وزين و گران بهايى را باقى گذرنده ام كه كتاب خدا و عترت من، كه اهل بيت منند، كه اين دو هرگز از همديگر جدا نمى شوند تا وقتى كه بر من نزد حوض كوثر وارد شوند.
يعنى تا قيامت، مادامى كه شما اين دو را دست آويز خود قرار دهيد و به آن ها چنگ بزنيد هرگز گمراه نمى شويد و هرگز نخواهيد لغزيد. اين حديث شريف از متواترات احاديث در نزد شيعه و سنى است و هيچ ترديدى در صدور آن نيست. اين حديث محتوى نكات و دقايقى است كه تصريحاً و تلويحاً از آن استفاده مى شود. در اين جا برخى از وجوه آن، تذكر داده مى شود:
اول، عظمت، بزرگى و بزرگوارى اين دو ثقل در نزد پيغمبر (ص) است.
دوم، براى گمراه نشدن و نلغزيدن امت دست آويز لازم است.
سوم، هر كس لياقت دست آويزى براى امت را ندارد و آن بايد چيزى و كسى باشد كه براى اصلاح امور دنيا و آخرت ايشان صلاحيت داشته باشد.
چهارم، بايد آن كسى كه دست آويز قرار داده مى شود از هر جهت عالم به مصالح و مفاسد مردمان باشد.
پنجم، آن دست آويز بايد معصوم از خطا، گناه، سهو و نسيان باشد تا گفتار و رفتار او مورد اطمينان مردمان باشد.
ششم، آن دست آويز بايد از جانب خدا منصوب باشد كه مردم نتوانند او را عزل و نصب كنند و بايد پيغمبر به امر خدا او را