ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - ٣ امامان (ع)
است كه پيچيده و در نتيجه پوشيده باشد. چنين چيزى وجود [خارجى] ندارد، زيرا تمام آن چه در عالم طبيعت است، ظاهر مى باشد يا حداكثر آن كه غالب انسان ها به دنبال آن نيستند؛ مانند معادنى كه بيش از ميليون ها سال در درون زمين مخفى بود و مردم به آن توجهى نداشتند اما همين كه متوجه آن شدند و درباره اش به جست وجو و كاوش پرداختند به آن دست يافتند. اين وصف درباره ساير امور علمى و فكرى نيز وجود دارد و تنها تفاوت در رسيدن يا نرسيدن افراد [به حقيقت سرّ] است. بنابراين ممكن است مطلبى نسبت به شخص زيد كه به واقع امر آگاه نيست، سرّ باشد اما نسبت به عمرو كه نسبت به آن امر آگاهى يافته است، سرّ نباشد. هم چنين ممكن است مسئله اى براى يك شخص در يك زمان معين سر باشد اما در زمان ديگر نباشد.[١]
مصاديق ظاهر و باطن
از بارزترين امورى كه داراى ظاهر و باطن است مى توان موارد زير را نام برد:
١. خداوند متعال:
او ظاهر و باطن است چنان كه خود فرموده است:
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.[٢]
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست.
اين دو اسم- ظاهر و باطن- به وجوه متعددى تفسير شده است كه مهم ترين آن عبارت است از اين كه، خداوند متعال به وسيله آياتش، كه آن ها را در موارد قدرت و آثار حكمت خويش آشكار ساخته، ظاهر است در حالى كه از وجه كنه و حقيقت ناپيدايش باطن است.[٣]
٢. قرآن كريم:
از رسول خدا (ص) روايت شده است كه فرمودند:
هيچ آيه اى در قرآن نيست مگر آن كه داراى ظاهر و باطنى است.[٤]
هم چنين از حضرت امام حسين (ع) روايت شده است كه فرمودند:
كتاب خداوند عزوجل بر چهار شىء [گذارده] است؛ بر عبارت، اشارت، لطايف و حقايق. همانا عبارت براى عوام، اشارت براى خواص، لطايف براى اوليا و حقايق براى انبياست.[٥]
٣. امامان (ع):
ائمه اطهار (ع) داراى ظاهر و باطن اند. ظاهرشان عبارت از اعمالى ظاهرى است كه در ارتباط با افراد بشر و در تعامل با انسان ها از ايشان صادر شده و باطنشان عبارت از حقيقت ايشان است كه آن را جز كسى كه خدا او را براى اين امر برگزيده باشد، نمى تواند درك نمايد.
امام خمينى (ره) مى گويد:
بدان، همان گونه كه كتاب تدوين يافته خداوند داراى بطون هفت گانه- به اعتبارى- و يا هفتاد بطن است؛ به صورتى كه آن (بطن ها) را جز خداوند و صاحبان علم راسخ (ابدى) نمى دانند، و هم چنين آن را غير از مطهّران (تطهيريافتگان) از آلودگى هاى معنوى و اخلاق پست ناپسند و آراستگان به [زيور] فضايل علمى و عملى نمى توانند مسّ نمايند، و هر كس طهارت و آراستگى اش بيشتر، تجلى قرآن براى او افزون تر و بهره او از حقايق آن وافرتر باشد. كتاب تكوينى انفسى و آفاقى خداوند نيز چنين است ... و آن نيز داراى بطن هاى هفت گانه يا هفتاد گانه است ... [كه امامان اهل بيت (ع) شيرازه كتاب تدوين و تكوين اند.].[٦]
روايات شريف بعضى از اسرار [امامت] و مهم ترين آن را چنين برشمرده اند:
الف) امامان (ع) داراى [مقام] ولايت تكوينى و تشريعى هستند؛
ب) امامان (ع) داراى مقام محمود، كه ديگرى را امكان وصول بدان نيست، هستند؛
ج) نزد امامان (ع) علم مكنون مخزون، معارف الهى، اسم اعظم [خداوند] و علوم والاى ديگرى موجود است؛
د) نزد امامان (ع) اسرار قرآن كريم موجود است، بلكه ايشان خود، سرّ قرآن اند؛ و روايات مباركى وجود دارد كه مشتمل بر بيان بخشى از اين اسرار عجيب است، كه توجه خوانندگان را به بعضى از آن ها جلب مى كنيم.
از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه به حضرت على (ع) فرمودند:
اى على، خداوند به من فرمود: اى محمد، من على را همراه ديگر انبيا- باطناً- ولى همراه تو- ظاهراً- مبعوث نمودم.[٧]
از همان حضرت (ص) روايت شده است كه فرمودند:
ظاهر من نبوت و باطن من ولايت است[٨]
و) ظاهرم، نبوت و باطنم غيبى است كه قابل درك نيست.[٩]
آن حضرت (ص) مى فرمايد:
فاطمه، حورى انسانى است.[١٠]
همانا در رابطه با هر يك از شرايط حضرت فاطمه