ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - تحمل اسرار
و از امام صادق (ع) اين گونه روايت شده است كه همانا امر ما [اهل بيت (ع)] همان حق است و حق الحق، و آن ظاهر است و باطن ظاهر. و باطن باطن، و آن سرّ است و سرّ السرّ و سرّ مستتر و سرّى پوشيده به وسيله ى سرّ.[١]
هم چنين از آن حضرت (ع) نقل شده است كه:
همانا امر ما سرّى در سرّ و سرّ مستتر است، و سرّى است كه جز سرّ را فايده نمى دهد، و سرّى بر سرّى و سرّى پوشيده به سرّ است.[٢]
٣. پيامبران و فرشتگان
: پيامبران و فرشتگان اسرار امامان (ع) را حمل مى كنند. از امام على (ع) روايت شده كه فرمودند: «همانا كلام ما صعب مستصعب (دشوار و دشوار انگاشته شده) و سخت آميخته شده به سختى است، پس اندكى از آن را به مردم بچشانيد، پس هر كس [آن را] شناخت بر آن بيفزاييد و هر كس انكار كرد بازداريد، كه آن را جز سه دسته حمل نمى كنند؛ فرشته مقرب، پيامبر داراى رسالت و يابنده اى كه خداوند قلبش را به وسيله ى ايمان آزموده باشد.»[٣]
٤. شيعيان خاص:
منظور از شيعيان خاص، كسانى هستند كه به عنوان اصحاب سرّ شناخته مى شوند، مانند سلمان فارسى، ابوذر غفارى، كميل بن زياد، و ميثم تمار. در روايت آمده است كه «وقتى كميل از امام على (ع) پرسيد كه حقيقت چيست؟ امام (ع) به او فرمودند: تو را چه به حقيقت؟ و كميل گفت: آيا من صاحب سرّتان نيستم؟»[٤]
تحمل اسرار
انسان ها نسبت به تحمل اسرار امامت به دليل اختلاف قابليت ها، ظرفيت ها و عقل هايشان، متفاوتند. به تعبير حضرت اميرالمؤمنين (ع) «همانا اين قلوب ظرف هايى است و بهترين آن ها، نگهدارنده ترين آن هاست.»[٥] بعضى از قلوب توان حمل اسرار امامت را نداشته و بيان آن را برنمى تابند و لذا نقل اسرار مذكور با صاحبان اين گونه قلب ها خطاست. زيرا آن را رد مى نمايند. از امام على (ع) روايت شده كه فرمودند: هر علمى چنان نيست كه صاحب آن امكان تفسير آن علم را براى همه مردم داشته باشد، زيرا انسان ها داراى قوت و ضعف اند. بعضى از ايشان مى توانند آن را تحمل نمايند و برخى ديگر آن را برنمى تابند، مگر از اولياى خاص كه خداوند تحمل آن را برايش آسان گرداند و او را بر آن يارى نمايد.[٦]
لذا امامان (ع) بسيارى از اسرار را به سبب خوف از انكار، كتمان مى نمودند. از امام على (ع) روايت شده است:
اسرارى در دل نهان دارم كه اگر فاش كنم چون ريسمان لرزانى كه در چاه ژرف افكنده باشند، شما را به لرزه در مى آورد.»[٧]
آن حضرت (ع) به كميل بن زياد فرمودند: بدان كه در اين جا- در حالى كه به سينه مبارك اشاره نمودند- علمى گرد آمده است كه اگر براى آن حاملانى مى يافتم انتقال مى دادم. ٢٦
و از حضرت امام زين العابدين (ع) شعرى بدين مضمون نقل شده است:
همانا من جوهرهاى علوم خويش را پنهان مى دارم تا مبادا جاهلى حقيقت را مشاهده نمايد و [به دليل عدم درك آن] ما را به سختى و شدت اندازد. اين [مطلبى است] كه پيش از اين اميرالمؤمنين آن را به حسنين (ع) سفارش نمود. چه بسيار گوهرهايى از علم كه نزد من وجود دارد؛ چنان چه آن ها را آشكار نمايم، مردم به من خواهند گفت كه تو بت پرست هستى. و [بر اين اساس] مسلمانانى حكم قتلم را صادر نموده و زشت ترين عمل ها را نيك خواهند انگاشت.[٨]
در روايت آمده است كه گروهى بر امام حسين (ع) وارد شدند و گفتند: فضايلتان را براى ما بيان فرماييد پس آن حضرت (ع) فرمودند:
شما تحمل آن را نداريد. از اطراف من دور شويد تا براى شخصى از بين تان اشاره اى نمايم، اگر تحمل كرد، براى عموم باز خواهم گفت.
آنان كنار رفتند و دور شدند و آن حضرت با يكى آن ها به تكلم پرداختند تا آن كه سرگشته و سراسيمه شد تا آن جا كه نزديك بود عقل خود را از دست بدهد و با احدى سخن نمى گفت، و كسانى كه با او بودند، از درخواستشان منصرف شدند و بازگشتند.[٩]
از اين رو در روايات اهل بيت (ع) از انتشار اسرار امامت براى غير اهل آن منع شده است. از جابر بن عبداله انصارى نقل شده است كه گفت، بر حضرت امام باقر (ع) در حالى كه جوان بودم، وارد شدم، آن حضرت مكتوبى را به من دادند و فرمودند:
«اگر آن را قبل از نابودى بنى اميه نشر دهى، پس لعنت من و پدرانم بر تو باد.»[١٠]