ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - پرسش شما و پاسخ موعود
و بحث از معارف كردن. معصوم (ع) فرمود، شما شيعيان دور هم جمع بشويد و معارف ما را گفت وگو كنيد. ما اين محافل را دوست داريم. ضمن آن ها قلب هايتان احيا مى شود. شما امر ما- يعنى ولايت ما- را به وسيله همين مجالسى كه دور هم جمع مى شويد و احاديث ما را مى خوانيد هم در قلب خودتان و هم در جامعه احيا مى كنيد. گاهى اين احيا كردن يك احياى تدريجى و خيلى دور از مقصد است و گاهى هم نزديك؛ مثل اين كه به شخصى بگويند براى سير كردن شكم هاى گرسنه زمين بخر. زمين خريدن هيچ شكم گرسنه اى را سير نمى كند ولى اگر در همين زمين كشت شود و محصولش را برداشت كنند هم خود محصول و هم سود ناشى از فروش آن شكم هاى گرسنه بسيارى را سير خواهد كرد.
يكى از مهم ترين عطيه هايى كه خداوند به ما عطا كرده و فكر مى كنم ما قدرتش را نمى دانيم همين حكومت دينى است. هر نوع حفظ و اصلاح و رفع نقايص آن در واقع قدمى است براى نيل به همان معرفت و اين عطيه بهترين عطيه اى است كه براى رسيدن به آن مقام داده شده است.
\* درباره مفاهيم اقرار يا عزم ولايت بيشتر توضيح بدهيد.
رواياتى كه ذيل اين آيات نقل شده اند همگى عزم را در مقابل نسيان بيان كرده اند. انسان گاهى عهد مى بندد، اين عهد را دائماً وجهه وجودش قرار مى دهد، همه وجودش را متوجه آن عهد مى كند و تمام حول و قوه خودش را براى تحقق آن به كار مى بندد، به طورى كه همه اراده اش معطوف به آن قرار مى شود. اين انسان صاحب عزم است. اقرار هم يعنى همين قرار داشتن وجود، استقرار وجود بر آن مطلبى كه پذيرفته و اعلام شده است. يك گام اين موضوع بحث معارف است.
گاهى وقتى يك معرفت عرضه مى شود، انسان محمدابراهيم جهان ميهن جهرمى «كيميا» (جهرم)
- زير بار آن نمى رود و اصلًا عهدى نمى بندد ولى گاهى هم مى پذيرد ولى به لوازم آن ملتزم نيست. سيدالشهدا (ع) را ولىّ مى داند ولى مى گويد او خودش برود كار خودش را انجام بدهد. همانند بنى اسرائيل كه به حضرت موسى گفتند.
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ.[١]
تو و پروردگارت برو [يد] و جنگ كنيد كه ما همين جا مى نشينيم.
گاهى هم «حبيب بن مظاهر» است كه از كودكى چشم به امام حسين (ع) دوخته و همه زندگى اش را با ايشان تنظيم مى كند. ولىّ خداست به اين معنى نيست كه ما با هم قرارداد ترك مخاصمه امضا كنيم بلكه يعنى من تحت ولايت او هستم.
اين كه مى گويند هر روز خدا را شاهد بگيريم و بعد در محضر او عهدمان را با امام زمان (ع) تازه كنيم؛ بيعتى كه كرده ام و همه وجودم را به ايشان فروخته ام. ما بايد به اين امر مباهات كنيم چرا كه خداوند بر ما چنين منتى نهاده است:
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ ...[٢].
در حقيقت، خدا از مؤمنان جان و مالشان را خريده است.
ما هيچ منتى نداريم كه اين ولايت را قبول كرده ايم:
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ.[٣]
از اين كه اسلام آورده اند بر تو منت مى نهند؛ بگو: «بر من از اسلام آوردنتان منت مگذاريد، بلكه [اين] خداست كه با هدايت كردن شما به ايمان، بر شما منت مى گذارد.»
نعمت ولايتى كه خداوند به ما عنايت كرده بالاترين نعمت هاست كه ما را به بارورى رسانده و از همين جهت بايد هر روز آن را تجديد كنيم و با تمام وجود از خداوند بخواهيم كه همه ابعاد زندگى ما وابسته به اين عهد باشد. اين كه بگوييم من زندگى ام را مى كنم امام زمان (ع) را هم در كنار آن قبول دارم، درست نيست.
ما بايد فقط در خدمت امام زمان (ع) باشيم. اگر او ولى است و من تحت ولايت او، شأن من اين است كه ببينم