ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - اطيب البيان، تفسيرى به امر و امضاى امام زمان (ع)
اطيبالبيان
عبدالحسين تركى
اطيب البيان، تفسيرى به امر و امضاى امام زمان (ع)
مرحوم آيت الله سيّد عبدالحسين طيّب بنا به آن چه كه دانشنامه قرآن درباره وى آورده: «يكى از فرزانگان وادى عشق به قرآن بود كه سراسر زندگى او را تلاوت، تبليغ و تفسير قرآن فرا گرفته، و تفسير اطْيَب القرآن يكى از مظاهر آن است.[١]
وى در اصفهان در ميان طايفه اى از سادات، معروف به «ميرمحمّد صادقى» در سال ١٢٧٢ ش، ديده به جهان گشود و در سه سالگى به همراه پدر به كربلا رفت. انگيزه اين سفر معنوى بنا به نقل نزديكان آن بوده كه پدر ايشان نذر داشته كه نام فرزند خود را «عبدالحسين» بگذارد و مى خواسته كه در اوّلين فرصت «عَبْد» را به محضر مولا ببرد. لذا در سفرى دو ماهه پدر و پسر راهى كربلا شدند. در آن جا عنايت مولا دامنگير اين فرزند خردسال مى شود و اولين توجّه آن حضرت اين گونه نمايان مى گردد كه اين كودك سه ساله بسيارى از زيارت ها، مانند زيارت «وارث»، «امين الله» و بخشى از «زيارت جامعه كبيره» را از حفظ و بدون خطا و اشتباه مى خواند و همين امر موجب شگفتى همراهان و ديگران مى گردد. نزديكان او اين مسئله را به حافظه قوى و هوش سرشار و غنىّ او منسوب مى كردند امّا خودش اين موضوع را عنايت و كرامت سيّدالشهداء به خويش مى دانست و مى گفت: «من اين امر را طبيعى مى دانم چرا كه مولايى مانند ابى عبدالله (ع)، عبد خود را بدون صله و انعام نمى گذارد و من در تمام عمر از اين صله و انعام بهره ها برده ام و خود را نسبت به آن بزرگوار ممنون و سپاسگزار مى دانم.[٢]
مرحوم آيت الله طيّب در دوازده سالگى پدر را از دست داده، امّا در سايه همّت بلند، تحصيلات خود را با جديّت تمام در زادگاه خود- اصفهان- پى مى گيرد در محضر درس عالمانى راستين و پارسا مانند آيت الله سيد ابوالقاسم دهكردى، آيت الله سيد محمّد باقر دُرچه اى و برادر وى آيت الله سيد مهدى درچه اى- هر سه از مراجع تقليد اصفهان آن روز- و ديگر استادان به پايان مى رساند، و آن گاه براى تكميل تحصيلات و برخوردارى از عنايات مولايش امير مؤمنان (ع)، عازم نجف مى شود و در آن جا، بنابر آن چه كه خود در پايان جلد ششم تفسيرش آورده، به تأييد بيشتر بزرگان و عالمانِ نام آور آن حوزه ديرينه موفق به اخذ درجه اجتهاد مى گردد، كه نام شمارى از آنان به همراه تصوير اجازه يشان، در پايان