ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - پرسش شما پاسخ موعود
\* چطور مىتوان همه اين احاديث را با مسائل روز تطبيق داد؟ جرا بايد از چنين تعبيرات غيرقابل فهمى براى بيان مسائل استفاده شود كه مثلًا به موشك بگويند مارهاى بالدار؟!
شما نگاه كنيد اگر ما به ١٢، ١٣ قرن قبل برگرديم و بخواهيم درباره موشك صحبت كنيم چه تعبيرى بايد به كار ببريم؟ آيا بهتر از تعبير مار بالدار وجود دارد به خصوص كه اصلًا اين تشبيه با نوع شليك موشك خوانايى و تطابق قابل توجهى دارد. يا تعبير سوار شدن آهن روى آهن براى قطار و چيزهايى از اين دست همه مناسب آن مقطع زمانى است به خصوص براى وقتى كه مخاطب هيچ تصورى از آنچه شما مىخواهيد بيان كنيد نداشته باشد.
\* شما فرموديد ظهور امام زمان (ع) قطعاً در بيست و سوم ماه رمضان اتفاق مىافتد. آيا اين سخن مصداق توقيت و تعيين وقت براى ظهور نيست؟
خير، چون اولًا سالى براى آن تعيين نشده و ثانياً آن را معصوم (ع) فرمودهاند. امام (ع) قسم مىخوردند كه حكومت او حتى هشت ماه و يك روز طول نمىكشد. البته اين را هم بگويم كه سفيانى بعد از پنج سال درگيرى بر پنج منطقه و يا سه كشور سوريه، اردن و فلسطين مسلط مىشود. بعد از اين ماجراها در بيست و سوم ماه رمضان حضرت ظهور مىكنند. اين روايت را شيخ طوسى، شيخ مفيد، شيخ طبرسى، مرحوم فضل بن شاذان نقل كردهاند و سند آن صحيح است.
\* در روايات آمده كه مؤمنان در زمان ظهور عقلهايشان كامل مىشود در حالى كه الآن مشتاقان ظهور و افرادى كه دوست دارند از منتظران و مؤمنان باشند، دچار خطا و گناه ناشى از درك نكردن و نفهميدن مىشوند و در واقع همين گناهان آنها را از ايمان دور مىكند. در اين باره چه بايد كرد و علاوه بر آن چه كنيم كه با وجود اين عدم ادراكها دچار خطا نشويم؟
در زمان ظهور عقلها كمال فوقالعادهاى پيدا مىكند ولى الآن، مرتبه پايينتر آن را مىتوانيم مشاهده كنيم. بچههاى الآن گاهى در حد افراد ٣٠، ٤٠ ساله حدود پنجاه سال پيش خيلى از مسائل را درك مىكنند. اگر در قديم ما فقط يك ابن سينا داشتيم الآن فراوانند بچههاى پنج سالهاى كه حافظ كل قرآن هستند يا كودكان ٥/ ٣ سالهاى داريم كه عمده و يا كل قرآن را از بر دارند و كسى هم در دنيا منكر اين مطلب نيست. اين رشد عقلى را ما در شرايط كنونى مىتوانيم احساس كنيم ولى بعد از ظهور، رشد هر كس بيش از چهل برابر خواهد بود. تعبير يك شبه از بنده بود والا در روايت آمده حضرت دست بابركت خود را بر سر شيعيان مىكشند و به واسطه آن عقلهاى مردم كامل مىشود.
نكته دوم اين كه ما الآن خيلى از نيك و بدها را مىفهميم و مىدانيم كه خداوند از رگ گردن به ما نزديكتر است ولى باز با اين حال گناه مىكنيم اين امر ناشى از هواى نفس ماست و مسائل ديگرى كه سواى تشخيص ندادن ما را به گناه سوق مىدهند.
حضرت مشغول توصيف دوره پيش از امام زمان (ع) بودند كه صدها نفر مدعى امامت مىشوند راوى شروع كرد به گريه كردن و به حضرت عرضه داشت كه براى مردم اين دوره گريه مىكنم. حضرت به روزنهاى اشاره كردند كه آفتاب از آن به درون مىتابيد و فرمودند: امر ما از اين آفتاب روشنتر است.
يك نفر از آقا بقيةالله (ع) پرسيد من چه كنم؟ حضرت فرمودند: كار امام زمان (ع) را بكن. يعنى شما هر كارى خواستيد انجام دهيد، ببينيد اگر امام (ع) آنجا بود چه مىكرد.
آيا ما شك داريم كه خيلى از كارها و گناهان ما را حضرت انجام نمىدهند؟ پس چرا باز هم ما آنها را مرتكب مىشويم؟
\* شما فرموديد كه ظهور ناگهانى اتفاق مىافتد و در شرايطى كه مردم فكر مىكنند مثلًا قرار است صد يا هزار سال بعد اتفاق بيفتد. ما كه الآن با توجه و در نظر داشتن علايم و نشانهها چشم انتظار ظهور هستيم آيا خلاف اين رويه عمل مىكنيم؟
خير، به هيچ وجه اين طور نيست منظور از «بغتة» كه ما گفتيم، يك حادثه غيرمنتظره است. شما الآن اگر از مردم بپرسيد امام زمان (ع) كى ظهور مىكنند يك دسته معدودى ممكن است جواب بدهند هيچ وقت و اصلًا منكر آن بشوند و در مقابل دسته ديگرى هم بگويند شايد فردا، شايد دو، سه روزبعد و تا اين حد آماده ظهور باشند. به هر حال شيعه با اميد زنده بوده است.
از آن جا كه ما با مطالبى سر و كار داريم كه جنبه اعتقادى دارند، مرتب آنها را با مراجع هماهنگ مىكنيم، يكى از مسائلى كه به برخى مراجع عرض كردهام و پسنديدهاند اين است كه اگر امام زمان (ع) از زمان ظهورشان خبر داشتند و مىدانستند كه قرار است بيش از هزار سال غيبتشان طول بكشد، حتى اگر دلشان از پولاد بود باز اين دل آب مىشد. به عبارت ديگر خود حضرت هم زمان ظهورشان را نمىدانند. ما چون اميدواريم كه همچنان