ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - نبى، رسول و امام، تفاوت و شئون
است؟
اختيار و انتخاب انسان در همه مراحل ثابت است. تا وقتى انسان در اين عالم است، اختيار از او جدا نمىشود و يا به تعبيرى ما مجبوريم كه مختار باشيم، و اصلًا همين مايه كمال و امتياز انسان است. هدايت باطنى امام هم مانع اختيار نمىشود. مثلًا كسى كه صداقت و راستگويى را انتخاب كرده است طبق دستور رسول و تأكيد و تبيين امام آن را انجام مىدهد و بدين وسيله نفسش را آماده مىكند تا به يكى از مراحل كمال انسانى برسد. رساندن اين نفس به آن مرحله كمالى، كار امام است كه البته بعد از انتخاب مىباشد. حتى حيطه كار امام فراتر از اينهاست. به عنوان مثال قرآن كريم مىفرمايد، شما دانه را در دل زمين مىاندازيد و وظيفه داريد زمين، آب، هواى و نور مناسب را براى اين دانه درخت فراهم كنيد، اما شما درخت را ايجاد نمىكنيد؛ كار شما فراهم كردن زمينههاست. ما هستيم كه آن حقيقت را به اين دانه مىدهيم. اين دانه، درخت بالقوه است؛ يعنى آن قواى نباتى در او هست كه ممكن است درخت بالفعل بشود و ممكن هم هست نشود. اما اگر درخت شد معلوم مىشود عنايت الهى بوده است و اين فعل خداوند متعال است.
امور وجودى كه از كتم عدم ظاهر مىشوند و حقيقت هستى اشيا هستند بايد از عالم غيب محقق شود و گرنه موجودات زمينهها را فراهم مىكنند. و البته ظهور اين امور از عالم غيبت نياز به وسائط فيض دارد. خداى متعال مدبّرات امر را از همين جهت قرار داده است.
امام (ع) آن حلقه واسطه بين خداوند متعال و انسان است تا بعد از اينكه انسان به حق برخورد و آن را پذيرفت و به آن عمل كرد و قابليت پيدا كرد آن وقت او را به كمال نهايى برساند. كسى كه اولين رساننده به كمال نهايى است خود خداى متعال است؛ لكن از طريق وسائل. بنابراين اختيار انسان از بين نمىرود لذا ممكن است نعوذ بالله كسى يك عمر كار خوب كند ولى يك دفعه برگردد و مجراى اختيارش عوض شود و يا مدتى كار بد كند ولى يك مرتبه برگردد. تا مدتى كه كار بد مىكرده تأثيرات سوء در نفس گذاشته است منتها بازگشتن زمينه ظهور آثار نيك را در او فراهم مىكند. از اينجا كار هدايتى خاصّ امام شروع مىشود. همان طور كه خداى متعال فرمود، كسى كه توبه كند ما زنگار گناه را از دلش مىزداييم. اين همان هدايت خاص الهى است. خاصيت توبه اين است كه وقتى من زمينه را آماده مىكنم تازه خداوند توبه مىكند. اين توبه خدا يعنى زدودن اثر گناه كه همان تكامل بخشيدن است. اين امر به واسطه وسائط فيض خداوند انجام مىشود و امام در نظام تشريعى عالم اين وساطت را دارد.
\* با توجه به كلمه «امر» آيا اين بحث مربوط به «أولو الأمر» هم مىشود؟
بله، در قرآن كريم «امر» به معانى گوناگونى آمده است بايد سياق آيات را ملاحظه كرد؛ چون در اينجا مسئله هدايت به امر است يك معناى ديگرى است، غير از آن مسائل ظاهرى.
\* آيا رسول مكرم اسلام (ص) هم مانند پيامبران ديگر بودند كه بعداً شأن امامت را پيدا كردند، و يا اينكه از همان زمان بعثتشان به رسالت، امام هم بودند؟
اين را بايد از روايات استفاده كنيم. وقتى از طريق بعضى از آيات اثبات شد كه شأن رسولاكرم (ص) اشرف از همه انبيا است آنگاه به وسيله روايات مىتوان اين مطلب را استفاده كرد كه ايشان همزمان با مسئله رسالت، مسئله امامت را نيز داشتند كه البته بحث مفصلى دارد و بعداً به آن اشاره خواهيم كرد.
\* آيا در فاصله بين حضرت عيسى (ع) و بعثت پيامبر گرامى اسلام (ص)، پيامبرى بوده است؟
طبق برخى روايات احتمال مىرود بعضى از اجداد پيامبر اكرم (ص) مثل حضرت عبدالمطلب و هاشم از انبيا باشند.
\* آيا شريعت حضرت عيسى (ع) را تبليغ مىفرمودند؟
اگر شرايط حضرت عيسى (ع) باقى بوده باشد بايد همان شريعت را تبليغ مىكردند در حالى كه چون شريعت تحريف شده بود، ظاهراً از صحنه كنار رفته بودند.
\* با تشكر از اين كه در اين گفتوگو شركت نموديد.
پىنوشتها:
[١]. سوره توبه (٩)، آيه ١٢.
[٢]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٧١.
[٣]. سوره احقاف (٤٦)، آيه ١٢.
[٤]. سوره انعام (٦)، آيه ٩.
[٥]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٨.
[٦]. سوره نساء (٤)، آيه ١٦٥.
[٧]. سوره احقاف (٤٦)، آيه ٣٥.
[٨]. سوره انبيا (٢١)، آيه ٧٣.
[٩]. سوره انعام (٦)، آيه ٧٥.
[١٠]. سوره مائده (٥)، آيه ١٦.