ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ضرورت كشف مختصات ظهور
صحت صدور و دلالت اين روايات، انسان خيّرى را فرض كنيد كه مىخواهد مساجد براى مسلمين وقف نموده و علىالقاعده آرزويش اين است كه تا ظهور امام عصر (ع) بلكه تا قيامت مسجد او برپا باشد و ياران حضرت در آن نماز بگزارند؛ آيا اگر اين خبر را شنيد، هزينه خود را خرج چيزى مىكند كه به دست امام عصر (ع) ويران شود؟! اين كاربرى استراتژيك از اخبار آينده است.
فرق عمده اخبار نشانهگذار با استراتژيك اين است كه در اخبار نشانهگذار، نشانه كه رخ داد بايد عمل مقتضى آنرا انجام دهى مثلًا امام باقر (ع) فرمود: «نشانه حوادث ماه رمضان (در آخرالزمان) علامتى در آسمان است كه پس از آن مردم دچار اختلاف مىشوند. وقتى كه آنرا درك كردى زياد دنبال ذخيره غذا باش»[١]. نشانه آسمانى علامت است براى ذخيره غذا و عمل، متأخر از نشانه است. اما در اخبار استراتژيك برعكس؛ با توجه به خبر قبل از بروز آن بايد خود را براى آن به شكلى خاص مهيا كنى كه گاه اين تمهيد بايد به شكل اجتماعى و جمعى باشد كه استراتژى در آن صورت كلان مىسازد.
ضرورت كشف مختصات ظهور
داشتن مختصات ظهور پيامبر آخرالزمان محمد (ص)، دو دسته را به مكه كشانده بود: يكى مشتاقانى چون سلمان فارسى و برخى رهبانان مسيحى را، و يكى هم دشمنانى را، كه به قصد جلوگيرى يا تأويل آن آمده بودند، مانند اغلب احبار يهودى.
داشتن مختصات ظهور موعود آخرالزمان نيز مىتواند در فعل و عمل منتظران از انتخاب شغل و محل سكونت گرفته تا عرصههاى بالاتر سياسى و اقتصادى تأثير بنهد.
براى نمونه فرض كنيد «مختصات جغرافيايى» ظهور را آنگونه كه برخى از محققان جمعبندى كردهاند بدينگونه يافتهايم كه ظهور از مدينه به مكه و از مكه- از طريق جنوب ايران به عراق و كوفه و سپس به بيتالمقدس كشيده مىشود، در حالى كه پايگاههاى لشكر دشمن نيز درشامات، عراق و حجاز و ... مستقرند.[٢] يا از ميان «مختصات سياسى» جبهه حق پيش از ظهور، جنبشى شيعى را در ايران و جنبشى ديگر را در يمن يافتيم كه اولى با فاصله بيشتر و دومى نزديك به ظهور اتفاق مىافتد.[٣]
اين گونه مختصات كاربرى استراتژيك دارد ابتدا حساسيت منتظران را نسبت به آن موقعيتها و مناطق افزايش مىدهد. كوچكترين حركات دشمن، به خصوص دشمنان معروف اسلام مانند يهود نيز كه قرآن درباره آنها فرمود:
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ؛
مسلماً يهوديان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت ...،[٤]
هوشمندانه بررسى مىشود.
به تحقيق اين حساسيت اگر عموميت يابد، دوستشناسى و دشمنشناسى ويژهاى نهادينه مىشود كه بسيارى از اختلافات قومى و قبيلهاى را زايل و زمينههايى را كه باعث فتنهها و بهرهورىهاى دشمن مىشود، از بين مىبرد. سريان اين حساسيت وقتى به رجال سياسى، مذهبى و دولتمردان مذهبى جهان اسلام مىرسد، به طور مستقيم در سياستهاى خارجى و بينالمللى آنها و استراتژىهاى سياسى كشورهاى اسلامى راه مىيابد و منشأ تحولات عظيم مىشود.
در دنياى غرب قرائتى بنيادگرايانه از عهد عتيق توسط مسيحيان پروتستان موجب شد به اين باور برسند كه مسيح ظهور نمىكند مگر وقتى كه «يهوديه» (سرزمين فلسطين) به دست يهود بيفتد و حكومت يهودى در اورشليم برپا شود. اين پيشبينى استراتژيك، جريان مسيحيت صهيونيست را پديد آورد كه زمينه را براى صهيونيست يهودى و تشكيل دولت اسرائيل در قلب جهان اسلام مهيا كرد. امروزه با چندين سازمان بينالمللى و لابىهايى در كنگرههاى كشورهاى ثروتمند افكار عمومى به خصوص مسيحيان را به اين سمت سوق مىدهند و هزينههاى بسيارى از دولتمردان مسيحى براى «استراتژى حكومت اسرائيل جهت ظهور مسيح» اخذ مىكنند.
آيا اين امر بر مسلمين گران نيست كه دشمن امام عصر (عج)، با تكيه بر پيشگويىها و اخبار خود استراتژىسازى كرده و اين همه قدرتمندانه و جسورانه وارد عرصه شود اما مسلمين و حتى شيعيان به اخبار صادق خود هرگز به اين زاويه ننگرند، و كارى استراتژيك در اين راستا انجام ندهند؟
ادله برهانى و قرآنى برايمان ثابت مىكند كه تقديم و تأخير در تقدير الهى راه دارد، چنانچه ظهور موسى (ع) در ميان بنىاسرائيل با رويكرد درست بنىاسرائيل، چهارصد سال مقدم شد. اما برداشتهاى جبرگرايانه به جا مانده از عهد امويان و عباسيان در خاطر مسلمين موجب شده تا دست بر دست نهند تا خود خداوند، خود اين اتفاق را به وجود آورد. در مقابل اين برداشتها شاهديم كه يهود با وجود ديدگاه تفويضى خود كه دست خدا را بسته مىدانند، با درك مختصات آخرالزمان به تكاپو و تحرك افتاده شده به اميدى كه بتوانند آن موعود را زايل يا براى خود به تأويل برند.
در حالى كه خبر از «حضور» موردى امام عصر (ع) در